آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢١٩
اتحاديهاى از افراد در يك كل واحد به دست مىآيد و آن جامعه مشترك المنافع اخلاقى است كه براساس قوانين فضيلت شكل مىگيرد. نوع اوّل اين جامعه، دولت اخلاقى (حكومت فضيلت و اصل خير) است. اين چهارچوب نظرى- به خصوص ضرورت تشكيل جامعه مشترك المنافع اخلاقى و توجه به خير- كمك فراوانى براى تبيين ضرورت برقرارى يك دولت اخلاقى و توجّه به تكامل اخلاقى انسانها و حاكميت فضيلت- به خصوص در آينده تاريخ بشرى- مىكند.
تا حدودى مىتوان وجوه شباهت ديدگاه كانت با ديدگاه ما را در موارد زير دانست كه نقطه تأييدى نيز بر برخى مطالب پژوهش حاضر است:
١. تضادّ خيروشرّ (يا همان نزاع حقّ و باطل)؛
٢. ضرورت و بايستگى پيروزى خير (يا حقّ)؛
٣. تشكيل جامعه اخلاقى (توجّه فراوان به اخلاق).
برخى از تفاوتهاى ديدگاه كانت با نگرشهاى شيعه نيز عبارت است از:
١. تكيه كانت بر عقل فردى- اجتماعى انسانها و غفلت از مسائل وحيانى و دينى؛
٢. بيان عدم نياز به رهبرى الهى خاص؛
٣. تأسيس دولت اخلاقى به دست خود مردم.
مقدمه سه. نظريه اخلاقى دولت (هگل)
هگل بر آن بود كه سرنوشت آدميان در آينده قابل پيشبينى، زيستن و رشد در درون دولتها است. داشتن دولت و زيستن در آن، براى اكثريت آدميان در جوامع پيشرفته، ضرورى است. انسانها نه تنها اجتماعى؛ بلكه دولتمند و سياسى نيز هستند.
وجود دولت تصادفى نيست؛ بلكه دولت اوج فرآيند تاريخى درازى است كه از عصر يونانيان آغاز شده است.
هگل در نظريه تاريخ خود نشان مىدهد كه عصر حاضر به تدريج از درون مراحل پيشين رشد فرهنگ بشرى پديد آمده است. به نظر او شعور (آگاهى) از مرحلهاى به مرحله ديگر تكامل پيدا مىكند و هر مرحله ضمن حفظ يافتههاى پيشين، به سطح