آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٩٧
نقد و بررسى فرضيه
با بررسى و دقّت در اين روايات و نيز سيره و روش حكومتى حضرت مهدى و با توجه به فرض ما درباره دولت ايشان (دولت اخلاقى)، روشن مىشود حكومت ايشان به هيچوجه اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت نظامى نيست و اساس و بنياد آن بر رفق و مدارا، منطق و حكمت، اخلاق و معنويت و تعامل و تراضى با مردم است. اصولا اين دولت براى رستگارى و نجات انسانها تشكيل شده و هدف آن به دستگرفتن قدرت نظامى و حكومت بر مردم نيست؛ بلكه دولت و قدرت، در جهت خدمت به مردم و هدايت آنان به كمال و تعالى است و در مقابله باكژىها و ناراستىها، اقدامات بنيادين تربيتى و اخلاقى انجام داده و افكار و روحيات آنان را تغيير مىدهد. در نقد و بررسى اين فرضيه، مىتوان به انگارههاى زير اشاره كرد:
الف. استفاده از منطق و قدرت
حضرت مهدى (عج) يك رهبر دورنگر دورانديش است كه نخست از حربه منطق بهرهگيرى كافى مىكند و آنجا كه گفتار حق سود نبخشيد- كه در مورد بسيارى از زورگويان و جباران سودى هم نخواهد داد- دست به شمشير مىبرد؛ يعنى، متوسل به قدرت مىشود و ستمكاران را بر سر جاى خود مىنشاند ... ترديدى نيست كه براى اصلاح گروهى از مردم، جز اين راهى نيست. به تعبير ديگر: او تنها وظيفهاش روشنگرى و ارائه راه نيست؛ بلكه وظيفه مهم ترش- علاوه بر اين- اجراى قوانين الهى و به ثمر رسيدن انقلاب تكاملى اسلام و رسانيدن به مقصد و ايصال به مطلوب است ... او پس از قيام، نخست از طريق رهبرى فكرى و روشنگرى در همه زمينهها، اتمامحجّت مىكند، آنچنانكه هركسى كمترين آمادگى براى پذيرا شدن منطقى آيين حق داشته باشد، روشن (آگاه) شود و تنها كسانى باقى بمانند كه جز از طريق توسل به زور و خشونت اصلاحپذير نيستند.[١]
[١]. ر. ك: مكارم شيرازى، آيت اللّه ناصر، حكومت جهانى مهدى، ص ٢٨٥ و ٢٨٦.