آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٠٩
ب. شكست و نابودى دشمنان: «رعب پيشاپيش او در حركت است و هيچ سپاهى از دشمن با او روبهرو نمىشود، مگر آنكه شكست مىخورد»[١] و «صاحب الأمر، رانده شده، دورافتاده و خونخواه پدرش است. شمشيرش را [براى جنگ] هشت ماه بر دوش خود مىنهد».[٢]
ج. رفع اختلافات و خصومتها: «به خدا قسم! در آن روز اختلافات ميان ملّتها و دينها رفع مىشود»[٣] و «كينهها از قلبهاى بندگان مىرود و درندگان و چهارپايان در صلح [باهم زندگى] مىكنند».[٤]
«زمين را آكنده از عدلوداد مىكند؛ همانگونه كه پر از ستم و دشمنى شده بود».[٥]
د. تأمين امنيت و آسايش: قرآن مىفرمايد: «خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد ... و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند».[٦] درباره اين آيه آمده است: «اين آيه در شأن قائم و اصحابش نازل شده است».[٧]
[١].« ... يسير الرعب بين يديه لا يلقاه عدوّ إلّا هزمهم»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص ٦١٣؛ و نيز ر. ك:
محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ٣٠٧؛ محمّد بن مسعود عيّاشى، تفسير عياشى، ج ٢، ص ٥٨.
[٢].« صاحب الأمر الطريد الشريد الموتور بأبيه المكنى بعمّه يضع سفيه على عاتقه ثمانية اشهر»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج ١، ص ٣١٨، ح ٥؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ١٧٩، ح ٢٤؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص ٢٦١.
[٣].« فو اللّه ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف و ....»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٥٣، ص ٢.
[٤].« لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم»: حسن بن على بن شعبه حرّانى، تحف العقول، ص ١١٥؛ شيخ صدوق، الخصال، ج ٢، ص ٦٢٦؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٥٢، ص ٣١٦، ح ١١.
[٥].« .... يملأها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٤٨؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص ٢٤٩.
[٦].\i وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ....\E\i وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً\E: نور( ٢٤): ٥٥.
[٧].« نزلت في القائم و اصحابه ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ٢٤٠، ح ٣٥، سيد هاشم حسينى بحرانى، المحجّة في ما نزل في القائم الحجّة، ص ٢٦٣.