آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٧٠
يك. فرضيه انتقام و پايان تاريخ
يكى از فرضيههاى قابل تصور درباره «مهدويت»، خونخواهى و گرفتن انتقام از دشمنان خدا، رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و اهل بيت عليهم السّلام و تمامى مظلومان به دست مهدى موعود عليه السّلام و پايان بخشيدن به دولتهاى جائر و نامشروع است. در اين فرض پس از جنگ و انتقام از آنان، زمين آكنده از عدل و داد مىشود و دولتهاى ظالم و ستمگر از بين مىروند. كافران، منافقان، ستمگران و صاحبان زروزور و تزوير (گروه باطل)، كشته مىشوند و جهان پس از يك جنگ و كشتار هولناك، روى آرامش و آسايش را به خود مىبينند. پس از نابودى جبهه باطل، وظيفه مهدى موعود به پايان مىرسد و بدون اينكه دولتى تشكيل دهد، جهان به آسايش، امنيت، رفاه، ديندارى و ... مىرسد.
چنانكه در بعضى از روايات آمده است: «... شأن او، جز كشتن و نابودى دشمنان نيست. در اجراى امر الهى، سرزنش هيچ ملامتكنندهاى او را تحتتأثير قرار نمىدهد»[١] و نيز در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده است: «... خداوند، محمد صلّى اللّه عليه و اله را براى خلايق رحمت فرستاد و حضرت قائم عليه السّلام را عذاب و نقمت مىفرستد»[٢].
[١].« ... و ليس شأنه الا القتل لا يستبقى احدا و لا تأخذه فى اللّه لومة لائم ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ٢٥٥، ح ١٣؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٢٣١، ح ٩٦.
[٢].« ... انّ اللّه بعث محمدا صلّى اللّه عليه و اله رحمة و يبعث القائم نقمة»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج ٨، ص ٣٣، ح ٣٠٦؛ احمد بن محمد برقى، المحاسن،( قم: دار الكتب الاسلاميه، ١٣٧١)، ج ٢، ص ٣٤٠، ح ١٢٦.