آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٤٤
آسوده باشيد و بار سنگين [زندگى] را از شانههايتان بر زمين نهيد».[١]
در اينجا ممكن است اين سؤال پيش آيد كه رفع اين كميابى و فزونى امكانات براى چيست؟ در پاسخ گفتنى است: در اينجا انسان- به جاى اينكه از مصرف كالاها و خدمات كمياب بهرهمند شود- به بهرهمندى و كسب رضايت و آرامش خاطر از ناحيه عمل به اركان اسلام، تعميق فضاى عدالت مشغول مىگردد و مطلوبيتهاى مربوط را كسب مىكند. احتمالا در چنين شرايط جديد و آرمانى، مفهوم وسيله بودن امكانات اقتصادى (براى نايل شدن به اهداف متعالى و بلند) جلوهگر مىشود و انسان در آن عصر- كه مستظهر به شكوفايى اقتصادى است و كمترين دغدغهاى از كمبود و محدوديت ندارد- به عبادت پروردگار مشغول مىشود.[٢]
٣- ٢- ٢. بىنياز كردن مالى و مادى مردم:
از روايات استفاده مىشود كه حركت و عملكرد دولت در اقتصاد به سمت بى نيازى و استغناى واقعى مردم- با دادن امكانات فراوان و رفع حاجتهاى مختلف زندگى- است. در آن عصر، حتّى يك نفر محتاج و نيازمند وجود ندارد و مردم از لحاظ مادى و معنوى مستغنى و دارا مىشوند: «شما را به ظهور مهدى بشارت مىدهم، زمين را پر از عدالت مىكند، همانگونه كه از جور و ستم پر شده است. ساكنان آسمانها و زمين از او راضى مىشوند و اموال و ثروتها را بهطور صحيح (بهطور مساوى) در ميان مردم تقسيم مىكند ... دلهاى پيروان محمّد صلى اللّه عليه و اله را پر از بىنيازى مىكند و عدالتش همه را فرا مىگيرد؛ تا آنجا كه دستور مىدهد كسى با صداى بلند صدا زند: هركس نياز مالى دارد، برخيزد: هيچكس- جز يك نفر- برنمىخيزد. پس امام دستور مىدهد مال قابل ملاحظهاى به او بدهند؛ اما او به زودى باز مىگردد و پشيمان
[١].« و اعلموا انّكم ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج الرسول ... و كفيتم مؤونة الطلب و التعسف و نبذتم الثقل الفادح عن الأعناق ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج ٨، ص ٦٤؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج ١، ص ٢٩٠.
[٢]. حسن سبحانى، پيشين، ص ٢٦.