آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٤
دو. فلسفه تاريخ و ديدگاه دانشمندان
فلسفه تاريخ
يكى از بحثهاى ارزنده و قابل توجّه در تاريخ و عرصه «آيندهپژوهى»، «فلسفه تاريخ» است. برخى از فيلسوفان تاريخ، خواستهاند حركتى قانونمند و نظاممند براى تاريخ در نظر بگيرند و سير حوادث گذشته و حال را به آينده (گذشته- حال- آينده) پيوند زنند. در واقع قالب و چهارچوب كلى و معيّنى براى «حركت تاريخ» در نظر مىگيرند و براساس آن نقبى به آينده مىزنند.
اصطلاح «فلسفه تاريخ» در اروپا، نخستينبار توسط ولتر (نويسنده فرانسوى) وضع گرديد. قبل از او ابن خلدون (مورّخ و فيلسوف مسلمان)، عملا مطالعات گستردهاى در زمينه «فلسفه تاريخ» انجام داده بود.
در تعريف «فلسفه تاريخ» آمده است: «قبول و تصوّر يك يا چند قانون در سير امور تاريخ حيات بشر»[١]. «فلسفه تاريخ» مسير حركت تاريخ را بررسى مىكند و تا حدودى از معلوم به مجهول و از معلول به علت پى مىبرد. در اين خصوص اشخاصى
[١]. محمد آراستهخو، فرهنگ اصطلاحات علمى- اجتماعى،( تهران: انتشارات چاپخش، ١٣٨١)، ص ٧٢٧.