آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٦٨
تشكيل دهد)؟ يا اينكه با نابودى دولتهاى باطل، امام عليه السّلام دولت واحد جهانى را تشكيل مىدهد و مديريت و رهبرى از امامت دينى و سياسى دنيا را در دست مىگيرد؟
براساس ديدگاه دوّم (تشكيل دولت)، محتوا و نوع حاكميت و كاركرد آن چگونه خواهد بود؟ به عبارتى در اينجا چگونگى و چيستى دولت موردنظر است. در اين تقسيم بررسى مىشود كه آيا دولت مهدوى، دولتى اقتدارگرا و متكى بر قدرت فيزيكى است و با خشونت و جنگ و سركوبى جهان را اداره مىكند و هدف آن تنها تسلط بر جهان و نابودى اشرار است؟! يا اينكه اين دولت، در عينحال كه مقتدر و بانفوذ است، بر قدرت فيزيكى و سركوبى مبتنى نيست و هدف آن رشد و تعالى انسانها و سوقدادن جامعه به خيرات و فضيلتها است. در اين صورت دولت، مديريت و هدايت جامعه را برعهده دارد و مهمترين كاركرد آن- در ضمن پرداختن به همه جنبههاى زندگى- رشد و تعالى اخلاقى انسانها و تتميم مكارم اخلاقى و دعوت به عبادت و عبوديت است. بر اين اساس بخش حاضر در سه فصل تنظيم شده است:
١. فرضيه انتقام و پايان تاريخ (بدون تشكيل دولت)
٢. فرضيه دولت اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى
٣. فرضيه دولت اخلاقى (كمالگرا و اخلاق محور) مبتنى بر ساختار امامت