آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢١٤
سوق مىدهد.[١] شخص سياستمدار (سائس) و راهبر انسانها به كمال و تعالى اخلاقى، «امام» ناميده مىشود كه مويد به عنايت الهى است:
«در تقدير احكام به شخصى احتياج افتد كه به تأييدى الهى ممتاز بود از ديگران تا او را تكميل ايشان ميسّر شود و آن شخص را در عبارت قدما «ملك على الاطلاق» گفتهاند ...
و در عبارت محدّثان او را «امام» و فعل او را «امامت»؛ و افلاطون او را «مدبّر عالم» خواند و ارسطو «انسان مدنى»؛ يعنى، انسانى كه قوام تمدّن به وجود او و امثال او صورت بندد ...».[٢]
اين امام و رهبر در دوران صدر اسلام خود پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان على عليه السّلام و فرزندان معصوم او بودند و در حالحاضر و در آينده (به خصوص براى تحقّق جامعه آرمانى موعود) حضرت مهدى (عج) است. او نايب خدا، خليفة اللّه، امام عادل و معصوم از گناه و خطا و پرهيزكار و انسان كامل است و چنين شخصى مىتواند جامعه را با تأييدات الهى، به سوى كمال و خيرات سوق دهد:
«سائس اوّل (امام) تمسّك به عدالت كند و رعيت را به جاى اصدقا دارد و مدينه را از خيرات عامه مملوّ كند و خويشتن را مالك شهوت دارد».[٣]
مقدمه دو. جامعه مشترك المنافع اخلاقى (كانت)
كانت در كتاب دين در محدوده عقل تنها، دولت مطلوب خود را مطرح كرده است.
ديدگاه كانت، شرح مقابله خيروشرّ در وجود انسان و بروز آثار ايندو انگيزه در رفتار اجتماعى او و اميد به پيروزى نهايى خير بر شرّ در وجود انسان و در افعال او است.
از ديدگاه كانت، جهان از مبدأ خير آغاز گرديد؛ اما از همان آغاز با لغزش انسان،
[١]. ر. ك: مرتضى يوسفىراد، انديشه سياسى خواجه نصير الدين طوسى،( قم: بوستان كتاب، ١٣٨٠)، ص ٢١٨ و ٢٩٠.
[٢]. خواجه نصير الدين طوسى، پيشين، ص ٢٥٣.
[٣]. همان، اخلاق ناصرى، ص ٣٠١.