آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٧٥
«سياست در معناى خاص، علم و هنر راهبرى يك دولت و در معناى عام، هرنوع روش اداره يا بهبود امور شخص يا اجتماع است».[١]
دانشواژه سياست (scitilop از واژه يونانى «پوليس» (silop شهر) برگرفته شده است. ارسطو گفته است: «انسان به حكمsisyhp موجودى است كه براى زندگى درsilop آفريده شده است».[٢] سياست در معناى يونانى، علم حكومت بر شهر بود؛ اما در يونان، شهر و دولت از هم جدايىناپذير بودند. برخى از محققان مىگويند: واژهsilop در اسناد آتن، به خصوص بهمعناى جامعه سياسى يك كشور در ارتباط با كشورهاى ديگر و يا به عبارت بهتر بهمعناى شخصيت بين المللى آمده است. امروزه واژه «سياست» به مسائل جارى حكومت و جامعه- كه ماهيت اقتصادى و سياسى در مفهوم علمى دارند- اشاره مىكند. به گفته رابرت دال «سياست يكى از حقايق غير اجتناب زندگى بشر است.
انسانها در هر لحظه از زمان به نوعى با مسائل سياسى درگير مىباشند».[٣] تنها از راه روند سياسى است كه انسان مىتواند اميدوار باشد زندگى خود را بر پايه خرد و كمال مطلوبها قرار دهد.[٤]
بر اين اساس «سياست»، امرى فراخ دامن و چهارچوب عقلى و علمى فعاليتها و كاركردهاى مهم و گوناگون انسان است. سياست غالبا به شكل توصيفى براى اشاره به هر جنبهاى از امور حكومتى و زندگى سياسى در كلّ و نيز علم و هنر حكومت كردن به كار مىرود كه اين سبب مىشود واژه «سياست» واژهاى فراگير باشد.
البته نه تنها واژه «سياست»؛ بلكه خود سياست و امر سياسى هم امروزه گسترده، فراگير، تأثيرگذار و سرنوشتساز است. در دوران مدرن، سياست نويد اين را مىداد كه به كمك آن، جوامع بر سرنوشت خود حاكم خواهند شد و مهار آن را با خلق فضا
[١]. على آقابخشى و ...، فرهنگ علوم سياسى،( تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، ١٣٧٤)، ص ٢٦٢.
[٢]. ارسطو، سياست، ترجمه حميد عنايت،( تهران: شركت سهامى كتابهاى جيبى)، ص ٥.
[٣]. رابرت دال، تجزيه و تحليل جديد سياست، ترجمه حسين ظفريان،( تهران: نشر مترجم، ١٣٦٤)، ص ١١.
[٤]. عبد الرحمان عالم، بنيادهاى علم سياست،( تهران: نشر نى، ١٣٧٩)، ص ٢٤.