آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٠
و استفاده از منابع وحيانى است و از اتقان و ارزش ويژهاى برخوردار است. پيشگويى حوادث آينده اگر از منبع وحى و علم الهى سرچشمه بگيرد، تحقّق آن حتمى است و مىتوان با اطمينان خاطر آنرا پذيرفت. پيشگويىهايى كه در قرآن و سخنان معصومين عليهم السّلام آمده- و نمونههاى فراوانى از آن در تاريخ مشاهده شده- از همين مقوله است و ترديدى در درستى آن وجود ندارد.
«فلسفه تاريخ» و جستوجوى قانون اجتماعى حاكم بر آن و «پيشبينى روند حركت تاريخ»، نيز از ابعاد مختلف قابل توجّه و بررسى است. در اينباره ديدگاههاى متفاوتى وجود دارد و نمىتوان نظر قاطعى ارائه داد. پيشبينى آينده با كمك «قوانين تاريخى» نمىتواند كاملا درست و واقعبينانه باشد؛ به خصوص آنجايى كه ديدگاههاى گوناگونى درباره اين قوانين وجود دارد و هركس تحليل خود را، مبناى حركت و پيشرفت تاريخ مىداند. البته مىتوان به كمك فلسفه تاريخ، چارچوبهاى كلّى حركت تاريخ و نهايت آنرا به دست آورد.
هگل- كه خود درباره «فلسفه تاريخ» مطالب زيادى بيان كرده- به رغم ارجاع مكرّر به جريانهاى ضرورى و به عقل مجسّمى كه ظاهرا مطابق با طرحى از پيش تعيين شده عمل مىكند صراحتا منكر آن است كه: «روند تاريخ را بتوان پيشبينى كرد. تاريخ متعلّق به گذشته است؛ وانگهى فلسفه تاريخ نيز تا زمان حال متوقّف مىشود ... تاريخى مربوط به آينده وجود ندارد!»[١]
به نظر توين بى، تاريخ نقش يك منجّم و پيشگو را ندارد؛ بلكه مىتوان آنرا به عنوان يك راهنماى دريايى مثل قطبنما به حساب آورد كه ناخداى كشتى را اميدوار مىسازد كه در دريا گمراه نخواهد شد ... وى معتقد است: قوانين مشخّص و ثابتى وجود ندارد كه بتوان باتوجّه به گذشته، آينده را پيشبينى كرد. البته بعضى از رويدادها كه در زمان گذشته تكرار شده، در آينده نيز امكان دارد كه واقع شود. البته اكثرا ظاهرشان يكى
[١]. آر. اف. اتكينسون و .... فلسفه تاريخ: روششناسى و تاريخنگارى، ترجمه حسينعلى نوذرى،( تهران:
طرح نو، ١٣٧٩)، ص ٥٣ و ٥٤.