آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٩
چهار ديدگاه در فلسفه تاريخ:
١. توين بى و انگاره «تمدّن»
توين بىواحد معقول را در بررسىهاى تاريخى نه «انسانيت» و نه «گروهى خاصّ» از انسانها و نه «ملّت» مىداند؛ بلكه در نظرگاه او آنچه ما را با يك واحد متشكّل و منسجم روبهرو مىكند و فهم و بيان حوادث تاريخى را ممكن مىسازد، «تمدّن» است. «تمدّن» دلالت بر نوعى ارتقاى روحى و اخلاقى مىكند و انسانها خواهناخواه در حال كوشش و تقلّا براى فراروى از مراحل ابتدايى انسانيت به مراتب بالاتر و عالىتر هستند. توين بى، تمدّنهاى گوناگونى را كه در طول تاريخ به وجود آمده، استقرا كرده و به مطالعه تطبيقى آنها پرداخته است. او معتقد است كه در ميان جوامع بشرى تنها ٢١ جامعه، منظّم و متشكّل است و تمدّن يا جامعه واقعى به شمار مىرود. از جمله مهمترين آنها، مىتوان به تمدّنهاى خاور دور، تمدّن هندو، تمدّن ارتدكس، تمدّن اسلامى و تمدّن غربى معاصر اشاره كرد.[١]
از نظر توينبى ويژگى شاخص و وجه مميّزه اصلى تمدّنها، پويايى و تحرّك آنها است. هر تمدن برخاسته از دل تمدّن پيش از خود است؛ يعنى، درپى ظهور و سر بر آوردن يك نيروى معارض يا چالش تهديدكننده قدرتمند، ضرورتا واكنش يا پاسخ مناسب و خلّاقه جديدى را درپى دارد.
پس وجود يك محرّك يا انگيزه، سبب عكسالعمل در جامعه مىشود؛ مثلا مشكلات ناشى از خشونت و سختى محيط جغرافيايى يا ظلموستم حاكمان بر جامعه، يا شكستهاى پىدرپى يا محروميّتها و فشارها و انگيزههايى از اين قبيل، سبب مىشود كه جامعه در جهت دفاع از خود، در مقابل اين محركها عكسالعمل نشان دهد و همين عكسالعمل موجب پيدايش تمدّنى تازه مىگردد.
بنابراين تمام تمدّنها در واقع عكسالعملى دفاعى است در مقابل هجوم مشكلات گوناگون جغرافيايى، اجتماعى و سياسى. وقتى تمدّنى به اين طريق به وجود آمد، به
[١]. ر. ك: كريم مجتهدى،( فلسفه تاريخ، تهران، سروش: ١٣٨١)، ص ١٧١.