آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٦٠
آرى اين درخشانترين و پرشكوهترين لحظه تاريخى است كه كلّ بشر آمال و آرزوهاى صلحگرايانه و عدالتخواهانه را در سيما و رفتار حضرت مهدى (عج) متجلى خواهند ديد و مشتاقانه و آگاهانه، از او اطاعت خواهند كرد. البته بر همگان روشن خواهد شد كه او امام بر حق و خليفه و حجت خدا، بر روى زمين است و نجاتدهنده و ياور مستضعفان و صالحان مىباشد.
حضرت على عليه السّلام مىفرمايد: «خداوند قومى را مىآورد كه آنان را دوست مىدارد و آنان نيز او را دوست مىدارند؛ كسى كه در ميان آنان غريب است، بر ايشان حكومت مىكند. روزگار با او سازگار مىشود، پير و جوان از او فرمان مىبرند. زمينآباد و به وسيله مهدى (عج) خرم و سرسبز مىشود. فتنهها از بين مىرود و خير و بركت فراوان مىگردد».[١]
باتوجّه به اين توضيحات نمىتوان گفت: حكومت امام مهدى (عج) براساس اجبار و فشار بر مردم تحقّق مىيابد؛ بلكه خواست و پذيرش مردم جايگاه اساسى دارد و با آمادگى و خواست قلبى مردم آن حضرت قيام كرده و به تأسيس دولت مىپردازد. البته امام مهدى (عج) با اقدامات و ارشادات خود، در صدد جلب رضايت و خشنودى مردم برمىآيد و خداوند نيز نظر محبّت و دوستى مردم را به سوى او جلب مىكند. در ضمن آن حضرت با تكميل عقول مردم و آگاهاندن آنان، نوعى مشروعيت فلسفى براى حكومت خود درست مىكند و با اقدامات و ارشادات خويش، مردم مشتاق و آگاه را به سوى خود جلب مىنمايد. با اين حال چنانچه عدّهاى از دشمنان و باطلگرايان، در صدد مقابله و جنگ و نافرمانى برآيند، آن حضرت با آنان جنگ مىكند و ريشه ظلم و فساد و تباهى را برمىاندازد.
[١].« سيأتى اللّه بقوم يحبّهم و يحبّونه و يملك من هو بينهم غريب! يملك بلاد المسلمين بأمان و يصفو له الزّمان و يتبعه الشيوخ و الفتيان و تعمر الارض و تصفو و تزهو بمهديها و تعدم الفتن و يكثر الخير و البركات»: سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج ٢، ص ٥٦٠.