آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٩٠
را نشان دادهاند: «امر ظهور واقع نمىشود، مگر بعد از آنكه هر طبقهاى به حكومت برسند و ديگر طبقهاى در روى زمين باقى نباشد كه حكومت نكرده باشد؛ تا ديگر كسى نتواند ادعا كند كه اگر زمام امور به دست ما مىرسيد، ما عدالت را پياده مىكرديم! آنگاه حضرت قائم عليه السّلام قيام كرده، حقّ و عدالت را پياده مىكند».[١]
در اين راستا چهارديدگاه مهم درباره آينده سياست (دولت) طرح و بررسى مىشود:
١. ديدگاه مسيحيت
٢. ديدگاه ماركسيسم
٣. ديدگاه فوكوياما (پايان تاريخ)
٤. ديدگاه شيعه (فصل سوّم)
[١]. امام صادق عليه السّلام:« ما يكون هذا الامر حتّى لا يبقى صنف من النّاس الّا و قد ولّوا على النّاس حتّى لا يقول قائل: انّا لو ولّينا لعدلنا ثمّ يقوم القائم بالحقّ و العدل»: ابن ابى زينب نعمانى، الغيبة، پيشين، ص ٢٨٢، ح ٥٣؛ محمد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج ٣، ص ٧٣٨، ح ١١١؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٢٤٤؛ محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة،( قم: دار الحديث، ١٣٧٧)، ج ١، ص ٣٤٦.