آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٩٦
«هنگامىكه من، مسيح موعود، باشكوه و جلال خود و همراه با تمام فرشتگانم بيايم، آنگاه بر تخت باشكوه خود خواهم نشست. سپس تمام قومهاى روى زمين در مقابل من خواهند ايستاد و من ايشان را از هم جدا خواهم كرد ...».[١]
«عيسى مسيح مىفرمايد: گوش كنيد! من بهزودى مىآيم خوشا به حال كسانىكه آنچه را كه در اين كتاب پيشگويى شده، باور مىكنند».[٢]
«چشم به راه باشيد، من به زودى مىآيم و براى هركس مطابق اعمالش پاداش با خود خواهم آورد. من الف و يا، آغاز و پايان، اوّل و آخر هستم ...».[٣]
از ديدگاه عهد جديد با آمدن مسيح، جهان آكنده از صلح و داد و آبادى و عمران مىشود و جنگ و ستيزهجويى از بين مىرود و همه در آسايش و آرامش زندگى مىكنند:
«مسيح مىآيد و جهان پس از ظهور آن منجى، در صلح و صفاى كامل به سر خواهد برد و زمين ايشان از نقره و طلا پر خواهد گرديد و خزاين ايشان را انتهايى نيست».[٤]
«شهرهاى ويران شده، آباد و آسايش همگانى تأمين مىشود. گرگ با برّه سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله مىخوابد».[٥]
«جنگ و خونريزى از جهان رخت برمىبندد و امّتى بر امّتى شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهد آموخت».[٦]
براساس روايت انجيلهاى همنوا (متى، مرقس و لوقا) و مكاشفات يوحنا، درست بعد از پايان اعصار، هنگامىكه خداوند تصميم مىگيرد كه جريان زمان و تاريخ را متوقّف سازد، رويدادى كيهانى به نام «بازگشت» ثانوى مسيح اتفاق مىافتد. در اين رويداد، مسيح از نو حيات مىيابد و باشكوه تمام بازمىگردد تا زندهها و مردهها را
[١]. متى: ٢٦، بند ٣١ و ٣٢.
[٢]. مكاشفه: ٢، بند ٧.
[٣]. همان، بند ١٦.
[٤]. اشعيا: ٢، بند ٧.
[٥]. همان: ١١، بند ٧.
[٦]. همان: ٢، بند ٤.