آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٠٥
از نظر برخى ديگر، ملكوت خدا هماكنون عملى و قابل بهرهبردارى است؛ هر چند مخفى است. اين ملكوت در اينجا و اكنون در دسترس همه كسانى است كه با چشم ايمان مىتوانند آنرا در ميان گناهها و مصايب تاريخ تشخيص دهند. درك آن نياز به تحوّل درونى؛ يعنى، طريقه جديدى براى ديدن و عمل كردن دارد. اما با اين حال واقعيتى است براى كسانى كه آنرا بپذيرند و قلب خود را به روى آن بگشايند.[١]
اسلوان كافين- وابسته به نهضت انجيل اجتماعى- مىگفت: آرمان اخلاقى مسيحيت، عقيده به ملكوت خدا است؛ يعنى، يك نظم اجتماعى مقبول تحت حكومت خداى مسيحوار كه در آن همه روابط، مسيحگونه است و هر فرد گروه اجتماعى- خانواده، سازمانهاى تجارى، دولت- تحت حاكميت قرار نداشته؛ بلكه خود به اداره و نظارت خواهد پرداخت و همه جامعه بشرى تجسّد عشق خدا خواهد بود كه زمانى در قالب عيسى ناصرى، تبلور يافته بوده است.[٢]
پس مىتوان گفت: عقيده به ملكوت خدا، به نوعى جامعه مطلوب- كه متضمن مساوات، عدالت و آزادى است- تفسير شده بود.
١- ٥. دولت مسيح
سلطنت و حكومت مسيح، بيشتر در آموزههاى يهودى مطرح است تا مسيحيت.
برخى از يهوديان معتقد بودند: مسيحا بايد پادشاهى خردمند و آرمانى باشد كه عدالت را در سراسر عالم برقرار كند. برخى ديگر مىپنداشتند: پادشاه مسيح يقينا بايد از تبار داوود باشد؛ چون او بزرگترين پادشاه قديم بوده است. بعضى معتقد بودند: تأسيس سلطنت خدا، بهمعناى اعتبار سياسى يهود در عالم است؛ بنى اسرائيل قدرتمندترين امت روى زمين خواهد بود و بر همه حكومت خواهد كرد!!
برخى سلطنت خدا را، سلطنت حق و عدالت نمىدانستند؛ بلكه آنرا يك نوع
[١]. هاروى كاكس، پيشين، ص ١٤٨.
[٢]. د. ج. اسميت، مقاله ملكوت خدا، مقدمهاى بر شناخت مسيحيت،( تهران: نقش جهان، ١٣٧٩)، ص ١٠٧.