آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٤٥
مىشود كه چرا آزمند و حريص بوده است»[١]
و نيز: « [مهدى] اموال را ميان مردم چنان به تساوى قسمت مىكند كه ديگر نيازمندى يافت نمىشود تا به او زكات دهد».[٢]
از اين روايات به دست مىآيد كه در آن روز حتّى يك نفر محتاج و نيازمند وجود ندارد. آن يك نفر هم كه برمىخيزد، غناى روحى نداشته و گرفتار حرص و آز بوده؛ وگرنه از نظر مادى بىنياز بوده است. مهم اين است كه امام مهدى (عج) تحت رهبرى صحيح خود، دلها را مملوّ از غناى معنوى و روانى مىكند و خلقوخوى زشت «حرص» را از سرزمين دلها ريشهكن مىسازد؛ همان حرصى كه سرچشمه بسيارى از تلاشهاى بيهوده ثروتاندوزان تهى مغز است كه با داشتن هزاران برابر سرمايه مورد نياز زندگى، باز هم دست و پا بر جمع ثروت فزونتر مىكنند ....[٣]
باتوجّه به كار و كوشش متناسب مردم با وضعيت علمى و تكنولوژى و وفور و فراوانى عوامل توليد، بهطور قطع توليد كالاها و خدمات آنقدر زياد است كه وضع مردم به لحاظ اقتصادى خوب شده و نيازمندى براى گرفتن زكات پيدا نمىشود. بنابراين در آن دوران، فعاليتهاى مفيد اقتصادى صورت مىگيرد؛ زيرا نفس شكوفايى دانش و علوم و ظاهر شدن گنجينههاى زمين و دسترسى به كرات و آسمانها با پشتيبانى دانش، مستلزم تلاش و كوشش و شكوفايى فعاليتهاى اقتصادى است (بىنيازى مادّى). اما چون مؤمنان به لحاظ معيشتى مشكل ندارند و از نظر تربيتى كاملا اسلامى تربيت شدهاند، فعاليتهاى خود را لزوما با موضوع دريافت مزد سازگار نمىنمايند؛ زيرا به انگيزههايى بسيار فراتر از دريافت ماديات مىانديشند (بىنيازى روحى). انگيزه و
[١].« ابشركم بالمهدى ... يملأ الارض قسطا كما ملئت جورا و ظلما يرضى عنه سكّان السماء و الارض يقسّم المال صحاحا( بالسويه) ... و يملأ اللّه قلوب امة محمّد صلّى اللّه عليه و اله غنىّ و يسعهم عدله حتّى يأمر مناديا ينادى يقول من له في المال حاجة فليقم فما يقوم من الناس إلّا رجل واحد ثمّ يأمر له بالمال، فيأخذ، ثمّ يندم و يرده»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج ٢، ص ٤٨٣؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٥١، ص ٩٢( با تفاوت در الفاظ).
[٢].« يسوّى بين النّاس حتّى لا ترى محتاجا إلى الزكاة»، محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٥٢، ص ٣٩٠.
[٣]. ناصر مكارم شيرازى، حكومت جهانى مهدى( عج)، ص ٣٠٣ و نيز ر. ك: حسن سبحانى، پيشين، ص ٢٦.