آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣١
است؛ ولى علل پيدايش آنها مختلف است.[١] تشكيل حكومت، رسيدن به قدرت، انحطاط و سقوط آن، وقايعى است كه در تاريخ تكرار شده و مىتوان درباره حكومتهاى آينده، تا حدودى اظهارنظر كرد؛ ولى علل پيدايش قدرت و انحطاط و سقوط ممكن است با گذشته اختلاف داشته باشد.
يكى از كسانى كه در اين زمينه، بيشتر از همه قلمفرسايى كرده و ديدگاهى تند و مخالف ارائه داده است، كارل ريموند پوپر است. شهرت پوپر بيشتر به خاطر ارائه تفسير نظاممندى است كه اوج آنرا مىتوان در فرضيه ابطالپذيرى يا ردّ هرگونه تاريخىگرى مشاهده نمود؛ يعنى، رد و ابطال هرگونه نظريه دالّ براينكه در خصوص روندكلّى جامعه بشرى، مىتوان پيشبينىهاى كلان مقياس و بلندمدت صورت داد. به تصريح پوپر:
«نه درباره روند حركت و تحوّل جامعه و نه درباره جريان تاريخ، به هيچوجه نمىتوان دست به تعميمهاى كلّى يا پيشبينىهاى آيندهنگرانه زد. حوادث تاريخى ماهيتا غيرقابل پيشبينى هستند. شايد بتوان براساس بعضى از قراين و امارات و موارد تجربى و جريانهاى رخ داده مشابه درگذشته، به پيشبينى و يا ترسيم برخى موارد مشابه ديگر اقدام نمود؛ ولى پيشبينى سير دقيق حوادث تاريخى و نتايج آنها، بهطور ماهوى امرى ناشدنى است».[٢]
پوپر در كتاب فقر تاريخىگرى دو مطلب را مورد بررسى قرار مىدهد:
١. اعتقاد به اينكه سرنوشت تاريخى خرافه محض است؛ ٢. پيشگويى از جريان تاريخ بشرى با روش علمى يا روش استدلالى ديگر غيرممكن است.
پوپر مىگويد: ثابت كردهام كه به دلايل منطقى دقيق، براى ما امكان آن نيست كه جريان آينده تاريخ را پيشگويى كنيم. وى در دستهبندى مباحث خود (رد تاريخىگرى) مىنويسد:
١. جريان تاريخ بشرى به شدّت از پيشرفت معرفت بشرى تأثر مىپذيرد.
[١]. احمد تاجبخش، تاريخ و تاريخنگارى،( شيراز: نويد شيراز، ١٣٧٦)، ص ٥٧.
[٢]. همان، ص ٦٣.