آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣١٥
چهارپايان نر و ماده مىشوند و هيچكس از ترس مردم، با منكر مخالفت نمىكند.
فاسق به خاطر انجام آنچه خدا دوست نمىدارد، ستوده و پسنديده مىشود. نماز را مىميرانند، امانت را تباه مىسازند و دروغ گفتن را حلال مىشمرند. ربا خوردن را جايز و رشوهخوارى را حلال مىدانند. دين را با دنيا معامله مىكنند و امور مردم به دست سفيهان و بىخردان مىافتد. زنان طرف مشورت قرار مىگيرند. از هوا و هوسها پيروى مىشود. خونريزى را سبك مىشمارند و شهادت دروغ رايج مىگردد. جور و ستم، بهتان، گناه و طغيان زياد مىشود.
سالهاى قبل از ظهور قائم عليه السّلام، سالهاى خدعه و نيرنگ خواهد بود. شرّ و بدعت، در آن بيشتر از گذشته است. در زنا تظاهر مىنمايند و دروغ را حلال مىدانند.
شيطان به بدنهاى آنان مخلوط شده .... در خونهايشان رسوخ كرده و آنها را به دروغ و گناه وسوسه مىكند تا آنجا كه بدكارى، فراگير همه شهرها مىشود. دلها، سخت و زمين پر از ستم و كشتار مىگردد. بدى ظاهر و آشكار مىشود و از آن جلوگيرى نمىگردد.
فسق پديدار و مؤمن خاموش مىشود و ....[١]
اينها تنها گوشهاى از دورنماى عصر «پيشاظهور» بود و مسلّم است كه تغيير اين رفتارها و بينشها و نفوذ در دلوجان مردم، به يك انقلاب بزرگ اخلاقى و كيمياگرى (احياى جانهاى مرده) نياز دارد. تربيت و پرورش اخلاقى چنين مردمى، تنها در سايه دولت اخلاقى مهدوى امكانپذير است و پس از تغيير اين رفتارها است كه مىتوان شاهد امنيت، رفاه، عدالت و آبادانى بود.
با از بين رفتن اين كاستىها و آلودگىها و حذف اسباب و عوامل تباهى و سقوط اخلاقى جوامع و تغيير مسير صحيح فرهنگ، سياست و اقتصاد و حتّى صنعت، تجارت، فنآورى و ...، مىتوان شاهد جامعهاى متعالى و متكامل بود و رؤياى زيباى عدالت و پيشرفت و رفاه را تحقّق يافته ديد.
روايات، جهان را در روزگار امام عصر عليه السّلام جهانى متمدن و در اوج قدرت و
[١]. ر. ك: صادق احسانبخش، آثار الصادقين،( رشت: نشر صادقين، ١٣٧٦)، ج ٢٩، صص ٤٨٣- ٤٩٣.