آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٢٤
دورنماى جهانى شدن ندارد. تصور اينكه جهان تنها رژيمهاى ليبرال دموكراتيك را در برخواهد گرفت، حتمى نيست؛ بلكه يك اتوپيا است. بيان وضعيتى است كه توسط برخى از قدرتمندترين كشورهاى امروزى، جهانى شده است.
٥. ليبرال دموكراسى بودن يا نبودن دولت، تأمين مشروعيت نمىكند؛ بلكه مشروعيش وابسته به اين است كه چطور شهروندانش را عليه بدترين مصيبتها حمايت كند. اين يك نياز جهانى است كه ريشه در نيازهاى بشرى- كه جهانى هستند- دارد.
٦. جهان مدرن آينده، گام گذاشتن بر جادهاى نيست كه نهايتا منجر به يك تمدّن جهانى شود؛ بلكه برعكس كشورهايى كه در فرايند مدرنيته قرار مىگيرند، حفظ و تداوم تفاوتهاى فرهنگى براى آنان اهميت سياسى بيشترى پيدا مىكند.
٧. خود فوكوياما در مورد آينده دموكراسىهاى ليبرال در دراز مدّت ترديد مىكند! افول زندگى اجتماعى، اين انديشه را القا مىكند كه ما در آينده ممكن است به «آخرين انسانها» تبديل شويم؛ انسانهايى كه تنها به آسايش خود مىانديشند و از هر گونه گرايش به سوى هدفهاى متعالى محروماند. خطر ديگر هم وجود دارد؛ ممكن است تبديل به «اولين انسانها» بشويم؛ يعنى، انسانهايى كه درگير جنگى خونين و بىحاصل؛ اما با سلاحهاى پيشرفته هستند.
٨. مهمترين نقد بر ديدگاه فوكوياما، بىبهره بودن دموكراسىهاى ليبرال از معنويت، عدالت، عقلانيت و اخلاق است. ليبراليسم مطلق و اباحهگرى لجام گسيخته و روانگارى بىمرز و مانع، خودكش و خودشكن است و خود خويش را نقض مىكند.
راز شكست و بحرانزدگى ليبراليسم در جهان معاصر همين است.