آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٠٥
و عدالت را برقرار ساخت، ديگر نيازى به كاربرد زور و قدرت نيست؛ چنانكه در روايات متواترى آمده است: «يملأ الارض عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما».[١]
نتيجه نقد و بررسى اين فرض، اين است كه هرچند سند بعضى از روايات، مخدوش و صحت آنها با مشكل مواجه است؛ اما بهطور كلى پاسخهاى گوناگونى- با فرض صحّت آنها- قابل ارائه است. اصولا دولت، ايشان دولت رحمت، عطوفت و كمال خواه است و به رشد عقلى و خلقى انسانها توجّه ويژهاى دارد.
اين با اقتدارگرايى و استبداد به دست نمىآيد و حتى نياز دائمى به استفاده از قدرت و نيروى نظامى نيست. روايات موجود درباره جنگ و ستيزش نيز محدود به دورههاى آغازين قيام و پيش از تشكيل حكومت است و پس از استقرار دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، جنگ و ستيزشها تقليل مىيابد يا از بين مىرود و ديگر نيازى به سلاح و قدرت فيزيكى نيست.
حتّى آن حضرت در آغاز قيام، ابتدا با منطق و برهان و گفتوگو، سعى در ارشاد همه مردم و پرهيز از خشونت و درگيرى دارد و تنها در صورت مخالفت و دشمنى با آن حضرت، به جهاد با آنان مىپردازد و اين جهاد، از امدادهاى الهى و يارى او برخوردار بوده و او با شدّت، دشمنان خدا را سركوب مىكند. امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «بدانيد كه جهاد واقعى در آخر الزّمان است»[٢]. اين جهاد، نه بهمعناى كشورگشايى و استثمار ملّتها و نه براى تشكيل دولتى استبدادى و اقتدارگرا است؛ بلكه براى نجات انسانها و رهنمونى آنان به سعادت واقعى است.
پس هدف اصلى قيام، رستگارى مردم و دستگيرى از آنان است؛ نه سركوبى و رفتار خشونتآميز با آنان. تنها گروه فساد و ظلمپيشه در تيررس سختگيرىها و جنگهاى حضرت خواهند بود و مردم در صلح، آرامش، احترام و عزّت زندگى
[١]. محمد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص ٤٧٤ و ٤٢٥؛ محمد ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ٢٣٧، ح ٢٦؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج ٢، ص ٤٠٨، ح ٧.
[٢].« ... الّا انّ الجهاد فى آخر الزّمان»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج ١، ص ٤٢٣.