آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٩٣
مىدهد. حتّى وقتى آنان از جايى حركت مىكنند، كسى جرأت و قدرت شورش و بلوا ندارد؛ زيرا دچار وحشت و ترس شده و امكان واكنش و تحرّك از آنها سلب مىشود.
قرآن فرموده است: سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ؛[١] «ما در دلهاى كسانى كه كافر شدند، به زودى ترس خواهيم افكند».
محمد بن مسلم ثقفى گويد: از امام محمد باقر شنيدم كه فرمود: «قائم ما، يارى شده با [سپاه] ترس و تأييد شده به وسيله نصرت [الهى] است. زمين براى وى در هم پيچيده مىشود.»[٢] امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: « [خداوند] او را با سه سپاه تأييد و يارى مىكند:
فرشتگان، مؤمنان و ترس (رعب در دل دشمنان) و خروج او مانند خارج شدن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است»[٣].
امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... ترس و وحشت [از او] پيشاپيش به فاصله يك ماه و از پشتسر ما به فاصله يكماه در حركت است ...»[٤]. امام على عليه السّلام مىفرمايد: «ترس و رعب پيشاپيش او حركت مىكند و هيچ دشمنى با او برخورد نمىكند، مگر اينكه شكست مىخورد.»[٥]
امام صادق عليه السّلام فرمود: « [مهدى (عج)] دستور مىدهد مردى را دستگير كنند كه مردم از جرم او خبر ندارند؛ پس او را مىكشند. [پس از آن] كسى كه در خانه خود سخن مىگويد، بيم آنرا دارد كه در و ديوار بر او گواهى بدهند»[٦].
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «خداوند براى او گنجهاى زمين و معادن آنرا
[١]. آل عمران( ٣)، آيه ١٥١.
[٢].« القائم منّا منصور بالرعب، مؤيّد بالنصر، تطوى له الارض ...»: محمد بن على بن بابويه شيخ صدوق، كمال الدين، ج ١، ص ٣٣٠، ح ١٦؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص ٣٦، ح ١.
[٣].« ... يؤيده بثلاثة اجناد بالملائكة و المؤمنين و الرّعب و خروجه كخروج رسول اللّه»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص ١٩٨، ح ٩؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٣٥٦، ح ١٩.
[٤].« ... يسير الرعب أمامه شهرا و خلفه شهرا، أمدّه اللّه بخمسة آلاف من الملائكة مسوّمين»: محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج ٢، ص ٥٨؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٣٤٣، ح ١٩.
[٥].« ... يسير الرعب بين يديه لا يلقاه عدوّ الّا هزمهم»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص ٦١٣.
[٦].« يبعث الى رجل لا يعلم النّاس له ذنبا، فيقتله! حتّى أنّ أحدا يتكلم فى بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار»:
كامل سليمان، يوم الخلاص، ج ٢، ص ٦٤٦؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٢٩٠.