آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٢٥
سه. آينده دولت از ديدگاه ماركسيسم
ماركس ديدگاه و نظريهاى دقيق و منسجم درباره دولت ندارد و آراى او را بايد ذيل انديشهها و گفتارهاى مختلف وى به دست آورد ... درباره «ماركسيسم» بحثهاى گوناگونى تاكنون ارائه شده و نيازى به طرح مجدّد آنها در اينجا نيست. بعضى از نظرات ماركس درباره «فلسفه تاريخ» در فصل پيشين بيان گرديد و ديدگاه وى درباره دولت، ادامه همان مباحث است. ماركس تحليل اقتصادى خود را بر مبناى نظريهاى از تاريخ به نام ماترياليسم تاريخى قرار مىدهد و او معتقد است كه اغلب نهادهاى اجتماعى و سياسى، بهطور عمده توسط زيربناى اقتصادى جامعه؛ يعنى، شيوه توليد شكل مىيابند. در طول زمان، بين نيروهاى توليد و روابط توليد تعارضهايى به وجود مىآيد.
حل اين تعارضها، مهمترين عنصر در روند تكامل تاريخ جامعه است. به نظر ماركس اين تعارضها سرانجام موجب واژگونى سرمايهدارى و برقرارى جامعه سوسياليستى بدون طبقه (و بدون دولت) خواهد شد.
انديشه «ماركس» درباره دولت و آينده آنرا مىتوان براساس انگارههاى ذيل بررسى نمود:
٣- ١. تعريف و شناخت دولت
ماركس درباره «دولت» مىگويد: «دولت نهاد يا مجموعهاى از نهادها است كه مبتنى