آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٨
٢. پيشبينى محدود (برنامهريزى)،
٣. پيشبينى كاهنانه (پيشگويى)،
٤. پيشبينى دينى (غيبگويى)،
٥. پيشبينى روند تاريخ (فلسفه تاريخ).
بعضى از موارد ياد شده درست و پذيرفتنى و برخى ديگر نادرست، ضعيف و يا غيرقابل پذيرش است. ديدگاه نويسندگان و متفكّران نيز در اينباره متفاوت است.
پيشبينى قانون علمى را تا حدودى- بهعنوان يك احتمال و شرط- مىتوان پذيرفت و هميشه و در همهجا نمىتوان به آن اعتماد كرد.
به نظر يكى از نويسندگان، هر قانون علمى قادر به پيشبينى است. پيشبينىهايى كه توسط قوانين حركت كلّ تاريخ صورت مىگيرد، خودبهخود به منزله حوادثى وارد تاريخ مىشوند ... پيشبينىهاى علمى، همواره به كمك قانونهاى كلّى منطقى صورت مىگيرد و به شكل قضايى يا شرطى بيان مىشود. هيچ پيشبينى علمى غير مشروط وجود ندارد. وقتى مىگوييم: «اگر كسى سيانور بخورد، مىميرد»، يك پيشبينى علمى كردهايم. اين پيشبينى وقتى وقوع خواهد يافت كه شرط مذكور در آن، تحقّق يافته باشد ....[١]
پيشبينى محدود (برنامهريزى و آيندهنگرى) نه تنها ممكن؛ بلكه مفيد و بايسته است و هيأت دولت، سازمانها، نهادها و ... بايد درباره آينده، برنامههاى بلندمدت و كوتاه مدّت داشته باشند و بتوانند وقوع بحرانها، مشكلات و نارسايىها را تا حدودى پيشبينى كنند. ياسپرس فوايد چنين پيشبينى را چنين بيان مىكند:
«همه پيشبينىها، تنها محدود بدين حدود است- فضاى امكان را پيش چشم ما باز مىكنند، نقطهاى كه در برنامهريزى و عمل بايد از آن آغاز كنيم، به ما مىنمايانند. افق ما را هرچه فراختر مىسازند و آزادى ما را با آگاهى به امكانها، توسعه مىبخشند».[٢]
[١]. عبد الكريم، سروش، فلسفه تاريخ،( تهران: انتشارات حكمت، ١٣٥٧)، ص ٢٩ و ٥٠.
[٢]. كارل ياسپرس، پيشين، ص ٢٠٢.