آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٤١
گفتنى است: ارائه و طرح نقش جامعه آرمانى، نه مضّر است و نه لغو، مشروط به اينكه داراى سه ويژگى باشد:
يك. كاملا واقعبينانه باشد و حقايق زيستشناختى، روانشناختى و جامعه شناختى را از نظر دور ندارد.
دو. همراه با ارائه طريق باشد؛ يعنى، فقط جامعه آرمانى را تصوير نكند، بلكه راه روشن رسيدن به آنرا نيز نشان دهد.
سه. اهدافى را اعّم از هدف اصلى و نهايى و هدفهاى واسط و فرعى براى جامعه آرمانى تعيين كند كه داراى مراتب باشد[١].
اين طرح كاملا واقعبينانه و همراه با ارائه طريق است و تحقق جامعه آرمانى، در متون مذهبى ما پيشگويى شده است. هدف اصلى و نهايى جامعه آرمانى اسلامى استكمال حقيقى انسانها است كه جز بر اثر خداشناسى، خداپرستى، اطاعت كامل و دقيق از اوامر و نواهى الهى، كسب رضاى خداوند متعال و تقرب به درگاه او، حاصل شدنى نيست.
افراد اين جامعه آرمانى، در مسير سعادت و كمال حقيقى خود گام برمىدارند و تلاش مىكنند تا هدف اصلى خود را در ذيل چهار گزينه زير محقق سازند:
١. ارتباط فرد با خداى متعال؛ در جامعه آرمانى اسلامى، هر فرد، موحّد و مؤمن بوده و از شرك و كفر، بيزار و روىگردان است. مهمترين خصيصه اين جامعه، توحيد، عبوديت و عبادت (خداشناسى و خداپرستى) و ارتباط هرچه نزديكتر و استوارتر ميان خدا و بشر است.
٢. ارتباط فرد با خود؛ در اين جامعه هر فردى مىداند كه آنچه از آن او و در اختيار او است- اعم از جسم و بدن، نفس و روح و عقل- امانتى الهى است و مكلف است دخل و تصرّفهايى را كه خداى متعال مجاز شمرده، بشناسد و فقط آنها را اعمال كند. علاوه بر اين با شناخت خود و استعدادها، شايستگىها و توانمندىهايش، به معرفت الهى نايل آيد.
[١]. ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، پيشين، ص ٤١٢- ٤١٣.