آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٨٦
از يك كشور زندگى و كار مىكنند، يا در حال رفتوآمد بين كشورها هستند.[١]
اينگونه تغييرات و تحولات، موقعيت دولت را به شدّت تضعيف مىكند و ضرورت وجودى آنرا به چالش مىكشاند.
ب. جهانى شدن
اين انگاره در حالحاضر به شدّت تقويت مىشود. كه دوران دولت- ملّتها سپرى شده است. دولت در حال عقبنشينى است و از قدرت تهى مىشود. به سرعت توانايىهايش را براى شكل دادن به وقايع از دست مىدهد. ادعاهايى از اين دست در گفتمان جهانى شدن- كه از اوايل دهه ٧٠ نيرو گرفت- ديگر چيزى عادى شده است.
طرفداران جهانى شدن در تأكيدات و تصريحات خود- مبنى بر تضعيف موقعيت دولت- جسورتر شدهاند؛ خصوصا از زمان فروپاشى كمونيسم در اروپا و اتحاد دوباره اقتصاد جهانى. زمانىكه جهانى شدن سر برآورد، در واقع حكم مرگ دولت، ملّت صادر شد؛ زيرا منطق جهانى شدن گريزناپذير است و فقط مىتواند به يك نتيجه منتهى شود.
بىآنكه كسى برنامهريزى كرده باشد، دولت- ملّت در مسير نابودى و خاموشى است.
مهمترين نشانههاى آن، تضعيف موقعيت نهادهاى دولتى و تقويت سازمانها و نهادهاى بين المللى است. جهانى شدن، بزرگترين تهديد براى الگوى دولت- محور است.
در نتيجه اين فرايند، توانايى دولتهاى ملّى در اتخاذ اقدامات مستقل در اجراى سياستهاى خود محدود شده و كنترل آنها بر كالاها، تكنولوژى و اطلاعات كاهش مىيابد و حتّى اختيار آنها در تبيين قواعد و قانونگذارى، در محدوده سرزمين ملّى نيز تنزّل پيدا مىكند.[٢] جيمز، ان، روزهنا در تعريف جهانى شدن مىنويسد:
«روندى نو كه فعاليتها و امور مهم را از خاستگاههاى ملّى قدرت، بهعنوان پايههاى ديرينه جهان اقتصادى، سياسى و اجتماعى فراتر مىبرد».[٣]
هنگامىكه به نظم در شرف تكوين جهان نگاه كنيم، حوزه عمل و حاكميت
[١]. اى. جى. هابس باون، آينده دولت، اطلاعات سياسى اقتصادى، شماره ١٥٥ و ١٥٦، ص ١٠٦.
[٢]. ر. ك: رحيم كارگر، جهانى شدن و حكومت جهانى حضرت مهدى، فصلنامه انتظار، ش ٦، ص ١٦٢.
[٣]. جيمز. ان روزهنا، پيچيدگىها و تناقضهاى جهانى شدن، سياست خارجى، سال ١٣، ش ٤، ص ١٠٢٠.