آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٨٩
ترحّم و ارفاق و استثنايى صورت گيرد؛ بهطورىكه در هيچجاى جهان، علّت فساد و عامل بيدارى بر جاى نماند تا بتواند به تدريج به مناطق ديگر نفوذ كند و به توطئه و كارشكنى در كار سامانبخشيدن به جامعه بشرى بپردازد ... امام مهدى (عج) با ايجاد بيم و دلهره و ترسهاى عميق و راستين، بسيارى از گروههاى مخالف و ستمپيشه را مجبور به ترك راه و روش خود مىكند و به تسليم وامىدارد؛ يعنى، مهمترين برنامه ايشان سركوبى دشمنان و تحقق اهدافى مانند صلح و امنيت و عدالت است كه تنها با قدرت نظامى به دست مىآيد.
در احاديث آمده است: از شمشيربرنده و اراده قاطع امام و يارانش همه اهريمنان مىهراسند و ترسىگران بر روان دژخيمان خونآشام سايه مىافكند و لرزه بر اندام خود كامگان و طاغوتيان مىاندازد»[١].
از بعضى روايات هم استفاده مىشود كه اين رعب و ترس در دل همه مردم انداخته مىشود تا خلاف و گناه نكنند و هميشه و در هرحال، مواظب رفتار و گفتار خود باشند.
البته بايد دانست كه يكى از شاخصههاى اساسى دولتها، اقتدارعام و فراگير و وضع مقررات آمرانه است؛ يعنى، دولتها بايد از قدرت تأييد شده به منظور تصميمگيرىهاى الزامآور و صدور فرمانهاى الزامى، برخوردار باشند و اين با اقتدارگرايى و تكيه بر قدرت فيزيكى فرق دارد.
پيش از بيان روايات، ابتدا تعاريف و شاخصههاى دولت اقتدارگرا از نظر علم سياست، مطرح مىشود. البته از اين ويژگىها و نكات، نمىتوان نتيجه گرفت كه حتّى در صورت تحقق بعضى از شاخصههاى ياد شده، دولت مهدوى، دولتى اقتدارگرا مطابق با تعاريف امروزى است.
سؤال. اقتدارطلبى چيست و چه پيوندى با فرض ياد شده دارد؟
در اقتدارطلبى) MSINAIRA TIROHTUA (- بهعنوان نظام سياسى- حاكمان، خواستهاى خود را در قالب تصميمات سياسى، از بالا بر مردم تحميل مىكنند. در واقع
[١]. ر. ك: محمد حكيمى، عصر زندگى،( قم: بوستان كتاب، ١٣٨٠)، ص ٧٧- ٧٩.