آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٨٩
به نظر مىرسد ديدگاههايى كه درباره معايب و كاستىهاى «دولت» گفته شده، تا حدودى درست است. دولتها معمولا از كاركرد اصلى خود غافل شده و تنها در صدد تأمين منافع شخصى و گروهى عدهاى خاص برآمدهاند. از طرفى فسادهاى اخلاقى، مالى و سياسى صاحبان قدرت، ارزش و اهميت «دولت» را پايين آورده و باعث روى گردانى و دورى از آن شده است. سلطه و اجبار ناحق، فريب افكار عمومى، ايجاد ستيزشها و كشمكشهاى مداوم، ترويج تفكّرات الحادى و ضد اخلاقى، ناتوانى در حل مشكلات و معضلات جامعه و ... باعث تضعيف نقش دولت شده است. البته تا زمانىكه جنگ و ناامنى و سلطه باشد، دولت هم وجود خواهد داشت؛ اما نكته مهم اين است كه تاكنون دولتهاى گوناگونى پاى در عرصه دنيا گذاشته و نتوانستهاند چهره موفقيتآميزى از خود نشان دهند. حكومت و اقتدار- بهعنوان ابزار حكمرانى در دست دولتها- تبديل به وسيله سركوب، فريب و فساد شده است.
مشكلات دائمى جهان (جنگها، عداوتها، كينهها، نابرابرىها، نابسامانىها، ظلم و ستمها)؛ نيازها و احتياجات ضرورى بشر (در زمينه اقتصاد، سرمايه، ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادى و معنوى و ...)، الزامات و بايستههاى جهان (در زمينه همگونگى و نزديكى فرهنگها و علوم، تربيت اخلاقى، حاكميت سياست فاضله و ...)؛ ايدهها و آرمانهاى هميشگى (صلح، دوستى، عدالت، نيكى، آرامش و ...)؛ تجارب گذشته انسانها (در نقص و ضعف دولتها و حكومتها، جنگها و سودجويىها) و ... مستلزم اين است كه دولتى جهان شمول و الهى، حاكميت را در دست بگيرد و دوگانگىها و تضادها را از بين ببرد و به خواستهها و آرمانهاى فطرى و واقعى بشر پاسخگو باشد. اين آرزوها و آمال كمالجويانه و انسانى است كه تاكنون به وسيله هيچ دولت و حكومتى تأمين نشده و تنها در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) تحقّق خواهد يافت. اين دولت در سايه نظام امامت شكل گرفته و سياست فاضله را بهعنوان راهبرد اصلى خود انتخاب خواهد كرد.
اين درست در زمانى خواهد بود كه همه «دولتها» ناكارآمدى و ناشايستگى خود