آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٠٩
در اين گوشه يا آن گوشه زمين آغاز شده است؛ زيرا ملكوت خدا در ميان شما است».[١]
در انجيل متى، به صراحت از «دولت آسمانى و قلمرو روحانى» سخن گفته مىشود؛ نه از پادشاهى خداوند. در انجيلهاى ديگر نيز همانگونه كه در مرقس ديده مىشود، اين قلمرو به نحوى توجيه مىشود كه حاكميت از سلطنت يك فرد شبيه نظام شاهنشاهى و حكومتهاى انسانى- كه در آن خدا فرمانروا و شاه باشد- نمىنمايد؛ بلكه اشاره به يك دوران الهى و روحانى و يك دولت آسمانى است.[٢] در بيشتر روايات انجيلهاى همنوا، سخن از وارد شدن به حكومت خدا و يا قلمرو دولت خدا است.
گفتنى است كليسا هيچگاه اميد آمدن مجدّد عيسى را از دست نداد- و هنوز هم به آن اعتقاد دارد- اما رفتهرفته تأكيد تعاليم خود را از اين اميدوارى برگرفت و به آينده افكند و بيشتر و بيشتر به سوى اين باور رفت كه عيسى قادر است اكنون مؤمنان را رستگارى دهد.
خود عيسى نيز به صراحت اشاره مىكند كه براى پادشاهى نيامده است:
«من يك پادشاه دنيوى نيستم. اگر بودم، پيروانم مىجنگيدند تا در چنگ سران قوم يهود گرفتار نشوم. پادشاهى من متعلّق به اين دنيا نيست».[٣]
اصولا حضرت عيسى در دوران پيامبرى خود، تنها به ابلاغ پيام الهى و ارتباط با مستمندان و نيازمندان بسنده كرد و از در ستيزهجويى و پرخاشگرى نيامد. از طرفى برخى نشانهها و علامات مورد انتظار يهود در مورد «منجىگرى» و «مسيحايى» در او متحقّق نشد و وضع آنها بهبود نيافت. پس از در مخالفت با او درآمدند و او را بهعنوان «مسيحاى موعود» نپذيرفتند. در واقع نيز چنين بود؛ چون بعضى از علايم و معيارهاى مطرح در كتب عهد قديم، در او وجود نداشت؛ بهعنوان مثال او جنگ نكرد و پادشاهى تشكيل نداد.
[١]. لوقا: ٧، بند ٢٠ و ١١.
[٢]. جلال الدين آشتيانى، پيشين، ص ٢٩٤٠.
[٣]. يوحنا: ١٨، بند ٣٦.