آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٨١
پيامبر (ص) و امام على (ع) است، مخالف با رواياتى است كه روش آن حضرت را مطابق با سيره پيامبر و امير مؤمنان مىداند. آن حضرت براى تحقّق صلح و عدالت به پا مىخيزد و اقدامى مخالف اين انگاره انجام نخواهد داد و انتقام و خونخواهى آن حضرت محدود به ادامهدهندگان راه ستمگران و كافران و كسانى است كه راضى به ظلموستم دشمنان- به خصوص قاتلان امام حسين (ع)- مىباشند.
در فرض دولت اقتدارگرا، دولت او تكيه بر قدرت فيزيكى، ايجاد رعب و ترس در ديگران، سلطه فراگير و كامل بر جهان و سركوبى شديد مخالفان و ناراضيان دارد. در روايات اشاره شده كه امام مهدى «قائم بالسيف» (قيامكننده با شمشير) است كه نماد استفاده از قدرت فيزيكى و سركوبگرى است. همچنين آن حضرت يارى شده با رعب و (ايجاد ترس در دل ديگران) و داراى قاطعيت و شدّت برخورد با دشمنان است. در نقد اين ديدگاه توجّه به نكاتى چند ضرورى دانسته شد؛ از جمله اينكه ايشان قبل از استفاده از حربه جنگ و سركوبى، از در گفتوگو و ارشاد برمىآيد و سعى مىكند كه همگان را با دلايل آشكار به سوى دين حق و دست برداشتن از طغيانگرى دعوت كند. از طرفى آن حضرت مانند پيامبر اكرم (ص) و حضرت على (ع) رفتار خواهد كرد؛ آندو بزرگوار ابتدا با منطق گفتوگو و رفتار ملاطفتآميز پيش مىرفتند و تا حد مقدور از جنگ و شدّت عمل دورى مىجستند. از طرفى، رفتار ايشان با مردم ملاطفتآميز، شفقتآميز و بسيار دوستانه خواهد بود و آنان نيز با تمام وجود، دوستدار و محبّ ايشان خواهند بود.
براساس فرض سوّم (دولت اخلاقى)، غايت سياست در اسلام، سوق دادن جامعه به سمت كمال و سعادت واقعى و جاودانى است و آن با تقرّب انسان به خدا، عبوديت و عبادت بيشتر، كسب فضايل اخلاقى و زدودن رذايل به دست مىآيد. باتوجّه به اين انگاره، سياست (دولت) در خدمت اخلاق و رشد و بالندگى معنوى جامعه قرار مىگيرد و آن را به سر منزل مقصود مىرساند.
بنابر فرض پژوهش حاضر، دولت مهدوى (ع)، دولتى اخلاقى مبتنى بر ساختار امامت است؛ يعنى، امام مهدى (عج) با تشكيل حكومت جهانى براساس نظام امامت، اداره و مديريت جهان را در دست خواهد گرفت و بشر را به سمت كمال مطلوب و