آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٩٥
رهنمودها و دستورالعملهاى سياسى و مديريتى براى آنان است:
الف. دستورات كشوردارى: «مهدى (عج) اصحاب خود را به همه كشورها پراكنده مىكند و به آنان دستور مىدهد كه به عدل و احسان رفتار كنند»[١] و نيز: «اميران و كارگزاران خود را به شهرها مىفرستد و دستور مىدهد كه عدالت را در ميان مردم پياده كنند».[٢]
« [ياران خود را] فرمانروايان كشورهاى جهان مىگرداند و به آنان فرمان مىدهد كه شهرها را آباد سازند».[٣]
امام مهدى (عج) تنها به ابعاد ظاهرى مديريت نگاه نمىكند؛ بلكه اخلاق و معنويت را در رأس امور مديريتى قرار مىدهد: «چون سلطنت آنها به پايان رسد، خداوند با مردى از ما اهلبيت عليه السّلام بر امّت محمّد صلى اللّه عليه و اله منّت مىنهد. به تقوا سفارش مىكند، از روى بصيرت و هدايت گام برمىدارد ...».[٤]
ب. حقمدارى: مديريت در دولت مهدوى عليه السّلام تنها براى اداره امور و رفع مشكلات معمولى نيست؛ بلكه براى خدمت به مردم و احقاق حق آنان و دفع باطل است.
در اين دولت حقّ كسى پايمال نمىشود و كسى جانب باطل را نمىگيرد: «... خداوند به وسيله او درهاى حق را مىگشايد و درهاى باطل را مىبندد»[٥] و نيز: «مهدى (عج) حق را
[١].« يفرق المهدى اصحابه في جميع البلدان و يأمرهم بالعدل و الاحسان ...»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج ٢، ص ٦٥٠؛ على محمّد على دخيّل، الامام المهدى، ص ٢٧١.
[٢].« فيبعث المهدى إلى امرائه بسائر الامصار بالعدل بين الناس ...»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص ٥٩٢؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص ٢٠٢.
[٣].« ... يجعلهم حكّاما في الاقاليم و يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج ٢، ص ٦٥٠؛ على محمد على دخيّل، الامام المهدى، ص ٢٧١.
[٤].« فإذا انقرض ملكهم أتاح اللّه لأمّة محمّد برجل منّا أهلالبيت، يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ في حكمه الرشا»: رضى الدين ابن طاوس، الاقبال،( تهران: دار الكتب الاسلاميه، ١٣٦٧)، ص ٥٩٩ و ٦٠٠؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٥٢، ص ٢٦٩؛ سيد مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص ١٤١.
[٥].« ... يفتح اللّه به باب حق و يغلق به باب كلّ باطل»: ابن طاووس، الملاحم و الفتن،( نجف: ١٣٨٢)، ج ٢، ص ٢٦٩.