آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢١٨
دموكراسى (مبتنى بر خواستهاى گروهى و حزبى)؛ بلكه اين نظامى است كه فقط بر اساس قوانين پيشينى عقل عملى تأسيس شده و حاكم حقيقى آن، قوانين اخلاقى است كه در دل هر فردى از اعضاى جامعه قرار دارد.
كانت در اينجا به «دولت اخلاقى» مىرسد و نوع اوّل جامعه مشترك المنافع (جامعه داراى وحدت اخلاقى) را دولت اخلاقى؛ يعنى، حكومت فضيلت (اصل خير) مىنامد. دولتى كه معناى آن در عقل انسان با واقعيت برون ذهنى (بهعنوان تكليف انسان براى پيوستن به چنين دولتى)، به نحو اتم و اكمل تأسيس شده است.[١]
مهمترين محور اين جامعه اخلاقى، نحوه ستايش خدا است. هركس بايد بكوشد از طريق زندگى صحيح- كه به واسطه آن مىتوان اراده خدا را شناخت- محبوب خدا گردد؛ اينها كسانى هستند كه به خدا حرمت مىگذارند؛ آن حرمت حقيقى (ستايش) را كه او مىخواهد.
از ديدگاه كانت، بالاترين ويژگى دولت خوب، عدالت است و روشن است كه فقط قدرت مطلق حكومت، ضامن عدالت نيست؛ لذا وى قائل به اين بود كه صرفنظر از اينكه مردم در اصل با چه انگيزهاى به مراجع مدنى گردن نهاده باشند، توجيه نهايى براى تأسيس جامعهاى مركب از شهروندان آزاد (جامعه مشترك المنافع)، بايد ماهيت اخلاقى داشته باشد. دولت براى عادل بودن، بايد تساوىطلب نيز باشد و همه كس را داراى منزلت اخلاقى واحد بداند.[٢] پس دولت بايد بنياد اخلاقى داشته باشد و اين بنياد همانا اصل عدالت است.
ديدگاه كانت، درباره نزاع و تضاد خير و شرّ در وجود انسان و اميد به پيروزى خير است. اصلاح اخلاقى انسان، مستلزم وقوع يك انقلاب اساسى در شخصيت و روحيه او است. غلبه خير بر شرّ، بهعنوان برقرارى حكومت الهى بر زمين مطرح است. غايت آفرينش و سعادت انسان تكامل اخلاقى است. عالىترين خير اخلاقى از طريق
[١]. همان، ص ١٣٩.
[٢]. راجر ساليوان، اخلاق در فلسفه كانت، ترجمه عزت اللّه فولادوند،( تهران: طرح نو، ١٣٨٠)، ص ٤٠ و ٤٥.