آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٨٣
و پديدههاى ساختگى هستند كه امروزه سرنوشت جهان را در دست دارند.
جهانىسازى، رسانههاى ارتباطاتى، شركتها و كارتلهاى چند مليتى، صنعت و فنآورى، بنگاههاى تبليغاتى و ... افكار عمومى و مسير حركت تاريخ را تا حدودى در دست گرفته و بنابر خواست و منفعت خود، آنرا تغيير مىدهند و اراده انسانها را سلب مىكنند. سياست در خدمت دو قطب «قدرت» و «ثروت» و براى تأمين «سود» آن دو، قرار دارد.
بحرانها، مشكلات و دشوارىهاى پيش روى انسان در عرصههاى مختلف، توانايى سياست را براى حلّ و برطرف كردن آنها به چالش كشانده است؛ سياست توانايى رفع آنها را ندارد و با آنكه خود بيشتر آنها را به وجود آورده است؛ رشته امور از دست آن خارج شده است. به راستى سياست، منبع اكثر شرها در جهان است. امروز سياست توأم با فساد و شرارت شده و فساد سياسى در تمامى عرصههاى حكومتى و ديوانسالارى نفوذ كرده است. اين سياست، همان سياست غيرفاضله، شريرانه، خود محور و نفعطلبانه است؛ با گرايش به سمت عدهاى خاص!
«سياست» مرادف با ستيزش، كشمكش، رقابت و دشمنى است و نتيجهاى جز جنگ، ناامنى و ديكتاتورى ندارد. و در نهايت باعث تضعيف و كمرنگ شدن دين و اخلاق- كه بايستهترين امر براى زندگى بشرى است- و تقويت و ترويج باورهاى الحادى و شهوانى است.
نظريهپردازىهاى مختلف و حكومتهاى گوناگون نيز، نشان از ناكارآمدى و ناتوانى سياست دارد ... با اين بيان، نبود چنين سياستى، بهتر از بودن آن است؛ در حالى كه تنها سياست بايسته و مفيد براى جوامع سياست فاضله- يا سياست امامت- است. خير كثير براى جوامع در سايه چنين سياستى حاصل مىشود و مشكلات و كاستىهاى روز افزون در سايه آن از بين مىرود. چنين سياستى كه منشأ تضادها و تعارضها- ناشى از منافع و خواستههاى متضاد و مختلف- است و همواره دوگانگى و كشمكش درپى دارد، نبايد وجود داشته باشد؛ بلكه سياست بايسته و انسانى، آن است كه جلوى تضادّها و دوگانگىها را بگيرد و در جامعه وحدت و دوستى ايجاد كند. اين همان سياستى كه ما