آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٧٨
داشته است و مفهومى گستردهتر از نهادهاى اجرايى و قانونگذارى دارد. اينچنين دولتى، با هيئت حاكمه يك قبيله و يا يك امپراتورى فرق دارد. دولت قدرت عام و مستدامى است كه بالاتر از حكّام و اتباع ايشان قرار دارد و غايت اصلى آن خير عمومى است. از نظر جغرافيايى دولت در سرزمينى مشخّص واقع است و بر آن حكمرانى مىكند.
مفهوم دولت اغلب به صورت هممعنا و يا همراه با شمارى از مفاهيم ديگر (جامعه، جماعت، ملّت، حكومت و ...) به كار مىرود كه بهتر است در كاربرد آنها دقّت و تأمّل كرد.[١] در هرحال مىتوان اين تعريف را پذيرفت كه: «دولت چهارچوبى از ارزشها است كه در درون آن زندگى جريان مىيابد و خود قدرت عمومى را در جهت تحقّق آن ارزشها به كار مىبرد».
دولت تجلّى قدرت ناشى از تشكّل سياسى يك جامعه است و وجود آن از طريق صفات و خصايص ويژه (عناصر بنيادى دولت) درك و احساس مىشود. اين عناصر عبارت است از:
١. مردم (جمعيت): عنصر اوليه و بنيادى موجوديت دولت، مردم است. دولت را به عنوان نهادى بشرى، بدون مردم نمىتوان تصوّر كرد. بايد عده كموبيش زيادى از مردم وجود داشته باشند و به فرمانروا و فرمانبردار تقسيم شده باشند تا دولت تأسيس شود ....
٢. سرزمين: امروزه سرزمين، يك عامل اساسى و اجتنابناپذير براى وجود دولت تلقّى مىشود و بسيارى از حقوقدانان، دولت منهاى ميهن معيّن و محدود را مردود مىشمارند. سرزمين يك دولت، شامل خاك، آب و فضا است.[٢]
و اعمال حاكميت
[١]. براى مطالعه بيشتر در زمينه تمايزات دولت با ساير وجوه و اشكال ر. ك: عبد الرحمان عالم، پيشين، صص ١٤٨- ١٥٨؛ اندرو وينسنت، پيشين، صص ٤١- ٥٨.
[٢] كارگر، رحيم، آينده جهان(دولت و سياست در انديشه مهدويت)، ١جلد، مركز تخصصى مهدويت - قم، چاپ: دوم، ١٣٨٧.