آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٥٨
٣- ١- ٣. مسير و مكانيسم حركت
از ديدگاه قرآن، صحنه تاريخ و زندگى بشرى، عرصه پويشها و كوششهاى حقّپرستان و باطلگرايان براى رسيدن به آرمانها و اهداف خود مىباشد. حقّپرستان، در صدد پيروى از حق، پرستش خدا، كسب فضايل انسانى، تحقّق عدالت و سعادت واقعى انسانها، ايمان، تثبيت و گسترش خداپرستى، دورى از زر و زور و ... هستند. اما باطلگرايان به دنبال شهوترانى، ثروتاندوزى، ظلم و ستم، كفر، فسادگرى و تباهى، عدالتگريزى، كسب مقام، تكبّر و خودخواهى و ... مىباشند. در رأس حقّپرستان و حقپويان، پيامبران، اولياى الهى و صالحان و در رأس باطلگرايان، شيطان، فرعونها، شاهان، ستمگران و زرمداران قرار دارند.
بين دو گروه و جبهه حقّ و باطل، همواره نزاع و درگيرى وجود دارد و در واقع تضادّ و كشمكش بين آنها، محرّك و مكانيسم حركت تاريخ است. پيامبران همواره مخالفت خود را با كفر و ستمگرى فرعونها و سردمداران زر و زور اعلام كرده و منافع نامشروع و باطل آنها را به چالش كشيدهاند. دعوت اصلى آنها به تحقّق خداپرستى و عدالت اجتماعى بوده كه با منافع سرشار و دنيوى باطلگرايان تعارض داشته است.
باورداران و ايمانآورندگان به رسولان الهى نيز عموما افراد تهىدست و تحت ستم جامعه بودهاند كه از اطاعت سردمداران كفر و باطل، سرپيچى كرده و به طريق حقّ و ظلمستيزى گام نهادهاند. همه اين عوامل، باعث واكنش جبهه باطل و درگيرى و نزاع هميشگى آنان با گروه حقّ و خداپرست بوده است.
قرآن كريم تضاد و مبارزه را در مناسبات جوامع بشرى مطرح كرده (همانگونه كه از تضادّ ميان آدم و شيطان و تضادّ در عالم طبيعت نام برده است) و از آن گاهى بهعنوان مبارزه ايمان و كفر و گاهى بهعنوان مبارزه حقّ و باطل ياد مىكند. اين يك واقعيت تاريخى است كه آزادى اراده و قدرت انتخابى كه خداوند به بشر داده است آنرا اقتضا مىكند؛ بهگونهاى كه جمعى به سوى حقّ و گروهى به سوى باطل كشيده شوند. در ميان