آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٣٢
٢. نمىتوانيم، با روشهاى علمى يا استدلالى، نموّ و پيشرفت آينده معرفت علمى خويش را پيشگويى كنيم.
٣. بنابراين نمىتوانيم جريان آينده تاريخ بشرى را پيشگويى كنيم.
٤. اين بدان معنا است كه بايد امكان يك تاريخ نظرى را طرد كنيم؛ منظور يك علم اجتماع تاريخى است كه متناظر با فيزيكنظرى بودهباشد. هيچ نظريه علمى درباره سير تاريخى نمىتواند باشد كه عنوان پايهاى براى پيشگويى تاريخى پيدا كند. وى در نتيجهگيرى از بحثهاى خود مىگويد:
«اگر چيزى به نام پيشرفت و نموّ معرفت بشرى وجود داشتهباشد، پس ما امروز نمىتوانيم پيشبينى كنيم كه فردا چهچيز دانسته خواهد شد! چنان تصوّر مىكنيم كه اين استدلال ممكن است ... اثبات من مبتنى بر نشاندادن اين امر است كه: براى هيچ پيشگويى علمى- خواه انسان دانشمند يا ماشينى حسابگر- امكان پيشگويى نتايج آينده آن، يا روشهاى علمى وجود ندارد. كوششهايى كه در اين راه انجام شود، تنها پس از حدوث پيشامد به نتيجه مىرسد؛ يعنى، در آن هنگام كه ديگر وقتى براى پيشگويى باقى نمانده است ...».[١]
باتوجّه به ديدگاه پوپر، روشن مىشود: از نظر كسانى كه حركت تاريخ، يكپارچه و واحد نيست، فلسفه تاريخى وجود ندارد. اما كسانى كه حركت و سير تاريخ را هدفمند، نظاممند و يكپارچه مىدانند، تاريخ آينده، معنادار و قابل مطالعه و بررسى است. «فلسفه تاريخ» گذشته و آينده را به هم پيوند مىزد و قانونى براى حركت و سير تاريخ ترسيم مىكند و به صورت احتمالى، به پيشبينى آينده (وضعيت سياسى- اجتماعى جهان) مىپردازد.
از اينرو در مباحث آيندهپژوهى، آموزهها و دانشواژههاى «فلسفه تاريخ» اهميت و ضرورت پيدا مىكند و در واقع يكى از مسيرها و شيوههاى آيندهپژوهى، نگاهى فلسفى به تاريخ و كشف قوانين آن است. در واقع ما از فلسفه تاريخ، مىتوانيم آينده
[١]. كارل پوپر، فقر تاريخگرى،( تهران: انتشارات خوارزمى، ١٣٥٠)، ص ١١ و ١٢.