آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٥٩
خوشحال و خشنود شده و دوستدار و محب او خواهند شد. امام صادق عليه السّلام مىفرمايد:
«در خلافت و رهبرى او، ساكنان زمين و آسمان و پرندگان در هوا، راضى و خشنوداند».[١]
در روايتهاى مختلفى آمده است: «ساكنان آسمان و زمين از او خشنوداند»[٢] و در ادامه آمده است: «... زندگان آرزو مىكنند اى كاش مردگان مىديدند كه آنچه خداوند از خير و خوبى براى مردم انجام داده است».[٣] و نيز: «ساكنان آسمان و زمين او را دوست دارند ... [مدتى] در ميان آنان زندگى مىكند. زندگان آرزو مىكنند: اى كاش مردگان زنده بودند و آن عدالت و آرامش را مشاهده مىكردند».[٤] همچنين درباره بيعت مردم با آن حضرت آمده است: «با او بيعت مىشود و خداوند محبّت و دوستىاش را در دلها مىاندازد».[٥] مردم به سوى حضرت مهدى (عج) پناه خواهند برد و پس از قرنها چشم انتظارى، از او استقبال خواهند كرد. پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله در اين زمينه مىفرمايد: «امّت اسلامى به مهدى (عج) مهر مىورزند و به سويش پناه مىبرند؛ آنچنانكه زنبورهاى عسل به سوى ملكه خود پناه مىبرند. عدالت را در پهنه گيتى مىگستراند و صفا و صميميت صدر اسلام را به آنان باز مىگرداند ...».[٦]
[١].« يرضى في خلافته أهل الارض و أهل السماء و الطير في الجو»: علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص ٩٤؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج ٢، ص ٤٦٩.
[٢].« يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض ...»: ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص ١٧٨؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج ٢، ص ٤٧١، علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص ٧٩؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ص ٥١٧.
[٣].« يتمنّى الاحياء الاموات ما صنع اللّه عزّ و جلّ بأهل الارض من الخير»: عماد الدين محمّد بن محمّد طبرسى، بشارة المصطفى، ص ٢٥٠.
[٤].« يحبه ساكن السماء و ساكن الارض .... يعيش فيهم ... يتمنّى الأحياء الاموات ليروا العدل و الطمأنينة ...»:
على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج ٢، ص ٤٦٩؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج ٢، ص ٦٤٩، ص ٩٢٤.
[٥].« فيبايع له فيلقى اللّه محبّته في صدور الناس»: علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص ١٤٣، ح ٥.
[٦].« يأوى إلى المهدىّ أمته كما تأوى النّحل إلى يعسوبها و يملأ الارض العدل حتّى يكون النّاس على مثل-- أمرهم الأول ...»: جلال الدين سيوطى، العرف الوردى، ص ٩٠، ح ١٧٧؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص ٥٩٨، ح ٢؛ نعيم بن حمّاد، الفتن و الملاحم،( قاهرة: مكتبة التوحيد)، ج ١، شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج ٢٩، ص ٢٤٧.