آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٣٩
مىشود»[١] و «خداوند به وسيله او دروغ را نابود مىسازد و روزگار سخت و رنجآور را مىبرد و ذلّت بردگى و بندگى از گردنهاى شما بيرون مىكشد».[٢]
امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ مىفرمايد: «ملك و پادشاهى امروز از آن خدا است، پادشاهى ديروز نيز از آن خدا بود، پادشاهى فردا هم از آن خدا است؛ لكن هنگامىكه قائم ما قيام كند، جز خداى- تبارك و تعالى- پرستيده نمىشود»[٣]؛ يعنى، مهمترين ثمره اين دولت هدايت مردم و زنده كردن جامعه مرده است.
در روايتى آمده است: « [مهدى (عج)] با تقوا گام مىسپارد و براساس هدايت رفتار مىكند ...».[٤] هدايت و ارشاد- تكوينى و تشريعى- از مهمترين اقدامات دولت مهدوى است كه در سايه تعالى روحى و تكامل اخلاقى مردم به بار مىنشيند.
همچنين: «او اين امت را پس از آنكه تباه [و فاسد] شدهاند، اصلاح مىكند».[٥] بر اساس اين روايت اصلاح مردم بعد از فساد اخلاقى آنان و تغيير بنيادين رفتارها، گفتارها و پندارهاى غير اخلاقى و آلوده آنها، مهمترين و درخشانترين اقدام دولت امام مهدى (عج) خواهد بود و اين احياگرى و اصلاح و نوسازى معنوى، مطلق و فراگير است و پس از آن فساد و انحرافى وجود نخواهد داشت و زمين نورانى و پر از صفا و معنويت خواهد شد: «زمين با نور پروردگارش- منوّر مىشود»[٦] و «چون قائم ما قيام
[١].« ... يملأ قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ١٧٩؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص ٢٥٩؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥١، ص ٧٤، ح ٢٤.
[٢].« ... به يمحق اللّه الكذب و يذهب الزّمان الكلب، به يخرج ذلّ الرّق من أعناقكم»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ١٨٦؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥١، ص ٧٥، ح ٢٩.
[٣].« الملك للّه اليوم و قبل اليوم و بعد اليوم و لكن اذا قام القائم لم يعبد الّا اللّه عزّ و جلّ»: سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص ٢٧٥؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص ٥٨٧، ح ٢.
[٤].« يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ فى حكمه الرشا»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٢، ص ٢٦٩، ح ١٥٨.
[٥].« ... أن يصلح امة بعد فسادها»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج ٢، ص ٤٧٣؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج ٢، ص ٥٣٨.
[٦].« و تشرق الارض بنور ربّها»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج ٢، ٣٤٥، ح ٣١؛ على- بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج ٢، ص ٤٧٣، فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص ٣٩١.