آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٣٤
در دولت اخلاقى امام مهدى (عج) همه امور و رهيافتها، فاضله و الهى است؛ يعنى، از يك سياست فاضله شروع و به يك هدف فاضله (الهى) ختم مىشود:
سياست فاضله- دولت فاضله- كارويژه فاضله- هدف فاضله
اين شاخص، در ساختار نظام امامت جاى مىگيرد و به غير از آن امكان تصوير و عملياتى كردن چنين محورى وجود ندارد. در اين ساخت، «اخلاق متعالى»، در مركز قرار مىگيرد و با كمك و راهنمايى وحى، هدفمندى نظام هستى و تجربه بشرى؛ رابطه انسان با خدا، با خود، با ديگران و حتى با طبيعت اصلاح مىشود. در اينجا اخلاق هم ذاتى است، هم عقلى؛ هم دينى است و هم عرفى (اخلاق كامل). برعكس ديدگاه كانت و هگل كه اخلاق در آن عرفى و براى تصحيح رابطه انسان با جامعه است!!
براساس اين مبنا، دولت اخلاقى، كارآمدى و كارآيى خود را در همه شؤون و ابعاد زندگى انسانى بروز مىدهد. در واقع اخلاق متعالى و تصحيح رابطه انسان با همه چيز، باعث تغيير و تكامل رفتار و طرز تلقى و باورهاى او و استفاده درست و بهينه از همه چيز مىشود. در دولت اخلاقى، همه چيز بر پايه معنويت و ديانت است و برآمد آن، سياست اخلاقى، اقتصاد اخلاقى، فرهنگ اخلاقى و جامعه اخلاقى است.
خود اين اخلاق نيز برآمده از دين است؛ يعنى، دين اخلاق را تبيين و تلطيف مىكند. اگر دين را مجموعه عقايد و دستورهاى عملى- به ادعاى آورنده و پيروانش- فرستاده شده از سوى آفريدگار بدانيم و اخلاق را مجموعه آموزههايى كه وظيفه عملى انسان را مىنماياند و راه و رسم نيك زيستن را ترسيم مىكند، به شمار آوريم؛ رابطه تنگاتنگ دين و اخلاق را در مىيابيم و اخلاق را پارهاى ناگسستنى از دين مىبينيم. بر اين اساس وحى الهى، بهترين و مطمئنترين، شيوه براى به دست آوردن نظام اخلاقى است[١] (برعكس ديدگاه دانشمندان عصر روشنگرى غرب مانند هگل و ديگران). از طرفى اخلاق متكى به مذهب- بهطورى كه اعتقاد به پاداش و كيفرهاى روز بازپسين، مجرى و پشتوانه اصول اخلاقى باشند- راهى است كه آيينهاى آسمانى و بالاخص
[١]. ر. ك: على شيروانى، اخلاق هنجارى،( تهران: كانون انديشه جوان، ١٣٧٨)، ص ١٢.