آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٢٣
براى زندگى بهتر و راحتتر است. اصولا ديدگاه وى در اينكه دولت والاترين نوع اجتماعى است كه در آن روح متحقّق مىگردد، كاملا خيالى و ذهنى است و شاهدى بر اثبات آن وجود ندارد.
متأسفانه در بررسى دولت اخلاقى هگل، تا حدودى به ديدگاه اومانيستى و سكولاريستى او پى مىبريم و حتى اخلاق براى او، اخلاق عرفى است. در اين حالت، اخلاق امرى نسبى مىشود و نمىتوان معيار خاصى براى آن در نظر گرفت. در واقع اخلاق تعهّدى بين فرد و جامعه است و هيچ جنبه وحيانى ندارد؛ چيزىكه مورد قبول دين اسلام نيست و اخلاق امرى فراتر از جامعه و فرد و رابطهاى سالم بين شخص با خدا، با خود، با جامعه و حتى طبيعت است.
براى هگل دولت اخلاقى، در نهادهاى دولت سلطنتى مشروطه، معنا دارد؛ در حالى كه وى مشخص نمىكند چه رابطهاى بين تأمين كمال و رشد اخلاقى و آزادى با دولت سلطنتى مشروطه وجود دارد؟ و اصولا در كجا و چگونه ثابت شده كه دولت سلطنتى مشروطه مىتواند حداكثر كمال و رشد اخلاقى و آزادى شهروندان را تأمين كند!! سابقه اين دولتها چيزى جز استبداد، ظلم و فساد نيست. گفتنى است كه ما در اين مقام در صدد نقد و بررسى آراى كانت و هگل نيستيم و تنها از چهارچوب نظرى آنان در مورد كليات دولت اخلاقى استفاده مىكنيم.
دولت اخلاقى امام مهدى (عج)
يك. امامت (سياست امامت)
بنابر فرض اين تحقيق، دولت مهدوى، دولتى اخلاقى (كمالگرا و احياگر نفوس) مبتنى بر ساختار امامت است. در علم كلام و مباحث اعتقادى روشن شده كه «امامت»، در اعتقاد شيعه، پيشوايى و ولايت شخص معصوم است كه از سوى خدا به اين مقام منصوب شده است. «امامت» تنها يك مقام و حكومت ظاهرى نيست؛ بلكه يك مقام والاى معنوى و دينى است. امام علاوه بر رهبرى حكومت اسلامى، هدايت همهجانبه را در امر دين و دنيا برعهده دارد. فكر و روح مردم را هدايت كرده و شريعت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را