آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٢
محك زده و شفاف نمايند تا كيفيت تصميمهايى كه براى آينده مىگيرند، بهبود يابد.
ديگر آنكه آيندهپژوهى درصدد كمك به مردم است تا تصويرها و اقدامهاى [كنونى] خود را از حد كوششهاى فقط منفعلانه فراتر برده، بكوشند تا آينده را پيشبينى كرده و سپس برپايه پيشبينىهاى [درستتر] طرحهاى عملى خود را اجرا كرده و به پيش ببرند. اين فقط گام اوّل آيندهنگرى است. گام بعدى ايجاد تصويرهاى مثبت از آينده (آيندههاى مطلوب و مرجّح) و اقدام به طرحريزى و تصميمگيرى براساس آن تصويرهاى مثبت است.
يادگيرى براى بينشمندى و بازنگرى بينشهاى مرتبط با آينده و آنگاه اقدام به طرحريزى و عمل بر پايه اين بينشها، بهگونهاى كه در عرصه طرحريزى و تصميمگيرى رايج است، قلب آيندهپژوهى و آيندهكاوى را تشكيل مىدهد».[١]
اين بيان، به خوبى زواياى مختلف «آيندهپژوهى» را بازگو كرده است؛ با اينحال اين امر از جنبههاى مختلف براى پژوهشگران معارف دينى اهميت مىيابد:
١. شناخت و فهم نسبتا واقعى و درست از «آينده» و توانايى تحليل و برنامهريزى درباره آن؛
٢. پيوند حال با آينده و الگوبردارى از آينده مطلوب و مورد انتظار براى بهسازى و بسترسازى زندگى سياسى- اجتماعى حاضر؛
٣. كشف سنّتهاى حاكم بر تاريخ و ارائه تحليلى از «فلسفه تاريخ» و حركت نظاممند و هدفدار آن؛
٤. شناخت ديدگاه دين درباره آينده و تبيين «سيماى جامعه مطلوب» با تكيه بر منابع و حيانى و ايجاد آمادگى براى رسيدن به آن.
«آيندهپژوهى» و «آيندهنگرى»، از نظر سياسى، روابط بينالملل، فلسفه تاريخ، مديريت، دين و انديشه سياسى، دينى و ... جايگاه ويژهاى دارد؛ اما همواره اين سؤال مطرح است كه «چگونه درباره چيزىكه هنوز نيامده، پژوهش كنيم؟»
[١]. جيمز دىتور، آيندهپژوهى بهعنوان دانشى كاربردى، رهيافت، ش ٢٠، بهار ١٣٧٨، ص ١٠٥.