آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢١٦
است. زندگى خردمندانه انسان عبارت است از جنگ او عليه شرور و رذايل تا از اسارت گناهآلودگى آزاد گردد. اين سختترين جنگ انسان، عليه شرارت و ستمگرى است.
تنها راه پيروزى اصل خير در وجود انسان بر شرور، تأسيس «جامعه عقلانى» و سپردن تمامى امور به دست عقل است. كانت چهار وضعيت براى زندگى انسان در نظر مىگيرد[١] و رشد تاريخى انسان را انتقال از وضعيت طبيعى حقوقى، به وضعيت مدنى اخلاقى (مشترك المنافع) مىداند. استقرار مرحله چهارم مستلزم يك قانونگذار عام اخلاقى است كه چون نمىتوان آن را از وجود فردى انسانها استنتاج كرد؛ بايد او را بهعنوان مدير و مدبّر (نه واضع) قوانين اخلاقى فرض كرد. احكام عقلانى اين قانونگذار، توسط يك سازمان روحانى و معنوى (مثلا كليسا در مسيحيت)، در جامعه مشترك المنافع به اجرا درمىآيد.[٢]
٢- ٢. كمال مطلوب انسانها
انسان با تكامل تام و تمام اخلاقى خود، تنها موجودى است كه مىتواند جهان را تابع عزم و اراده خداوند و غايت آفرينش قرار دهد كه سعادت او از اين تكامل اخلاقى بهعنوان شرط اوّل، نتيجه مستقيم اراده خداوند متعال است. تكليف عمومى ما بهعنوان انسان اين است كه به اين مرتبه آرمانى كمال اخلاقى؛ يعنى، به مرتبه اخلاص تام اسوه خصلت اخلاقى ارتقا يابيم.
به آرمان انسان محبوب خدا بودن (و بنابراين كمال اخلاقى را تا آنجا كه براى يك موجود خاكى در بند تمايلات و نيازها ممكن است) به نحو ديگرى نمىتوان انديشيد؛ جز در قالب معناى انسانى كه نه فقط تمام تكاليف انسانى خود را به نحو احسن انجام مىدهد و از طريق آموزش و مثال (الگو)، خير و خوبى را در ابعاد گسترده پيرامون خود تقويت مىكند؛ بلكه در عينحال تا دم مرگ طالب اصلاح جهان است.
كانت در بيان «الگو» مىگويد: نياز به هيچ نمونه تجربى نيست [تا با استفاده از آن]
[١]. ١. وضعيت طبيعى حقوقى؛ ٢. وضعيت طبيعى اخلاقى؛ ٣. وضعيت مدنى حقوقى؛ ٤. وضعيت مدنى اخلاقى( حاكميت الهى طبق قوانين عقل عملى- اخلاقى).
[٢]. ايمانوئل كانت، پيشين، ص ٣٣.