آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٠٩
سه. نظريه دولت اخلاقى (هگل)
با اين سه مقدمه و استفاده از برخى انگارههاى آيندهنگرانه آنها (همچون تأكيد بر امور اخلاقى و تربيتى انسانها، نياز به جامعه و دولت اخلاقى، جنگ خيروشرّ، كمال و تعالى انسانها و ...)، تدوين و توضيح فرضيه اين تحقيق و اثبات بايستگى اخلاق در سياست و حكومت و نياز به تربيت اخلاقى انسانها، بهتر امكانپذير مىشود. روشن است كه بيان اين مقدمات (به خصوص نظريات كانت و هگل) بهعنوان تأييد و استفاده از ابعاد مختلف آنها نيست؛ بلكه براى تأييد و تقويت فرضيه پژوهش حاضر و كاربرد بخشهاى مربوط به اين بحث است.
باتوجّه به پيشفرضهاى اين پژوهش، مبانى هستىشناختى، معرفتشناختى و انسانشناختى ما با ديدگاههاى دانشمندان غربى- به خصوص ايندو نظريهپرداز- تفاوتهاى بنيادين دارد. اخلاق دين محور اسلام، با اخلاق كانتى و هگلى تفاوت فراوان دارد. مبانى فكرى و انديشهاى ما بر خدامحورى، معنويت، ديندارى و پيوند دنيا و آخرت استوار است. از طرفى گفته شد كه ديدگاههاى فيلسوفان تاريخ، به «جبرى گرايى» و «سلب اختيار انسانها» منجر مىشود و احتمالى بيش نيست (يقينى و قطعى نيست). اما ديدگاههاى دين محورانه، به اراده و اختيار انسانها توجّه زيادى دارد و قطعيت و ضرورت پايان تاريخ براساس پيشگويىهاى وحيانى است (حتمى است، نه جبرى).
پس از منظرهاى مختلف، ديدگاههاى كانت و هگل قابل نقد و بررسى است[١] كه جاى آنها در اينجا نيست و از همين تفاوتها است كه فرضيات دينى، شكل استوار و جديدى پيدا مىكند.
پس از بيان اين توضيحات، به بيان سه مقدمه ياد شده مىپردازيم:
[١]. براى مطالعه نقد و بررسى آراى كانت و هگل مىتوان به منابع مربوطه مراجعه كرد.