آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ٢٠٨
سه. فرضيه دولت اخلاقى مبتنى بر ساختار امامت
پيش درآمد
در فصلهاى پيش دو فرض (انتقامگيرى و دولت اقتدارگرا) مطرح و بعضى از جنبههاى آنها نقد و بررسى گرديد. مهمترين نكته در ايندو فرض تحقّق اهداف قيام، به وسيله قدرت نظامى و خشونت و رسيدن به صلح و امنيت و عدالت بود. روشن شد كه اين دولت، انتقامگير و اقتدارطلب نيست و ماهيت آن از خشونتطلبى و سختگيرى و به كارگيرى دائمى از قدرت نظامى به دور است. در فصل حاضر دولت مهدوى عليه السّلام از چشماندازى ديگر بررسى مىشود و آن توجه به ابعاد تربيتى و معنوى انسانها و تحقّق اهداف غايى قيام با تغيير در رفتار، كردار، اخلاق و بينش آنان است. به عبارت ديگر غاياتى كه در فلسفه تاريخ اسلام مطرح است (عبادت، عبوديت و تقرب به خدا و كسب فضيلتها)، تنها باوجود دولتى امكانپذير است كه به ابعاد تربيتى، روحى و اخلاقى انسانها و احياى جانهاى مرده توجّه بيشترى دارد و بر تزكيه و تهذيب نفس و رشد علم و دانايى و خردورزى آنان مىپردازد.
براى تبيين اين ديدگاه و ترسيم چهارچوب نظرى فرضيه، سه مقدمه بايسته، طرح مىشود:
يك. پيوند اخلاق و سياست.
دو. نظريه جامعه مشترك المنافع اخلاقى (كانت)