آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٥٥
نظر شيعه، موعود نجاتبخش، به دنيا آمده و الان زنده است و در جامعه حضور پنهانى دارد. هروقت خداوند متعال اراده كند، او ظهور كرده و قيام عليه جبهه كفر و باطل را رهبرى خواهد كرد. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله به فرزند گرامىاش سالار شهيدان حسين عليه السّلام مىفرمايد: «آنگاه امير اميران ... پادشاه منتظر- كه در غيبتش همگان دچار حيرت مىشوند- ظهور مىكند. او نهمين فرزند تو است اى حسين! ... بر انس و جن چيره مىگردد»[١].
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «در آخر الزمان ظهور (خروج) مىكند و ابرى در برابر خورشيد به وجود مقدسش سايه مىاندازد. از ميان ابر، فرشتهاى ندا در مىدهد: اين مهدى خليفه خداوند است، از او پيروى كنيد»[٢].
٣- ٣. دعوت و مبارزه
امام مهدى عليه السّلام پس از ظهور و قيام به هدايت و ارشاد مردم مىپردازد و آنان را به معنويت و عدل و داد فرا مىخواند. در برابر گفتوگوهاى منطقى و ارشادات آن حضرت، گروه باطل و صاحبان زر و زور و تزوير و فساد قرار مىگيرند. در نتيجه آن حضرت بعد از اتمام حجت به مبارزه مىپردازد و نهضت مستضعفان و ستمديدگان را رهبرى مىكند. امام صادق عليه السّلام در اين باره مىفرمايد: «تحقق آيه شريفه لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ به دست مهدى است ... ما بر شيوه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله هستيم تا خداوند به ما اجازه دهد كه براى اظهار آيين او شمشير بكشيم و مردم را به سوى او فرا بخوانيم. در پايان چنين خواهيم كرد، چنانكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله در آغاز چنين كرد»[٣].
[١].« يظهر أمير الامرة ... السلطان المأمول الذى تحيّر فى غيبته العقول. و هو التاسع من ولدك ... يظهر على الثقلين»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر،( قم: مؤسسه سيدة معصومه، ١٤١٩)، ص ٥٧٨، ح ٢.
[٢].« يخرج فى آخر الزمان على رأسه غمامة بيضاء تظلّه من الشمس. فيها ملك ينادى بلسان عربى فصيح:
هذا المهدى خليفة اللّه فاتبعوه»: ابى جعفر محمد بن حسن طوسى، امالى،( قم: دار الثقافة، ١٤١٤)، ص ٩١؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج ٢، ص ٤٧٠؛ مقدس شافعى، عقد الدرر، ص ١٣٥.
[٣].«[ ليظهره على الدين كلّه] فى هذا اليوم هو المهدى ... نحن على منهاج رسول اللّه حتّى يأذن اللّه لنا فى اظهار دينه بالسيف، و ندعو الناس اليه فنضربهم عليه عودا كما ضربهم رسول اللّه بدءا»: ابراهيم بن فرات كوفى، تفسير فرات كوفى،( تهران: مؤسسه چاپ و نشر، ١٤١٠)، ص ٢٥٦؛ محمد باقر مجلسى، بحار-- الانوار، ج ٢٤، ص ١١٨، ح ١؛ محمد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات،( قم: كتابخانه آيت اللّه مرعشى، ١٤٠٤)، ص ٥١٨.