آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٢١
آن همه افراد به ترتيبى مورد شناسايى قرار گيرند كه در عين حال از ظهور جبّاران هم اجتناب شود؛ در اين صورت، به راستى و بهويژه مىتواند در ميان رژيمهايى كه تاكنون بر پهنه زمين ظهور كردهاند، مدعى داشتن ثبات و دوام باشد.
در نتيجه وى دموكراسى ليبرال را بهعنوان پايان تاريخ به شرح زير توصيف مىكند:
١. نقطه پايان تكامل ايدئولوژيك بشر؛
٢. آخرين شكل حكومت بشرى؛
٣. فارغ از تضادهاى درونى و بنيادى؛
٤. متكى بر دو اصل آزادى و برابرى.[١]
٢- ٣. سرنوشت دولت
معمولا فرض مىشود كه امروزه تنها يك نوع مشروع از دولت وجود دارد و آن «ليبرال- دموكراسى» است كه در اواخر قرن بيستم، تنها نظام سياسى است كه اخلاقا پذيرفته مىشود! ديگر نظامهاى سياسى تنها وقتى توصيه مىشوند كه در مسير رسيدن به نهادهاى ليبرال دموكراتيك باشند يا بهطور اجتنابناپذيرى، شباهتهاى تقريبا ناقصى با آنها پيدا كنند. بر اين اساس تنها ليبرال دموكراسى، كاملا مشروع است (!) فوكوياما اين را در بيانى اغراقآميز به صورت يك ديدگاه متداول درآورده است كه: ليبرال دموكراسى «شكل نهايى حكومت بشرى» است. وى ده سال پس از ارائه فرضيه خود مىافزايد:
«تمام آنچه من فرض گرفتهام، وجود منطقى تكاملى است كه تاريخ انسانى از آن پيروى مىكند و براساس آن، كشورهاى پيشرفتهتر، به اقتصاد بازار محور و نظام سياسى ليبرال- دموكراسى روى مىآورند. بنابراين وجود حادثه يا دولتهايى اندك- مانند صربستان و ايران كه خارج از اين روند قرار دارند- استثنا است و به اصل فرضيه زيان
[١]. همان، ص ٣٨٩.