آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١١٦
دوره بسيار اندوهبارى خواهد بود: پيكار براى اكتشاف، آمادگى براى به خطر افكندن زندگى در راه يك آرمان كاملا انتزاعى و مجرّد، نبرد ايدئولوژيك جهانى كه مستلزم بىباكى و شهامت و قدرت تخيّل است ... همه اين ارزشها، جاى خود را به حسابگرى اقتصادى، جستوجوى بىپايان راهحلهاى تكنيكى و ارضاى توقعات مصرفى پيچيده خواهند سپرد. در عصر ما بعد تاريخى- كه نه از فلسفه خبرى خواهد بود و نه از هنر- مسأله حفظ و نگاهداشت دائمى حوزه تاريخ بشريت است. آرا و انديشههاى فوكوياما طى مباحث ذيل پىگيرى خواهد شد:
٢- ١. حركت تاريخ
از ديدگاه وى، از همان ابتدا در جدّىترين و منظمترين كوششها براى نوشتن «تاريخهاى عمومى»، گسترش آزادى بهعنوان موتور اصلى تاريخ تلقّى شده است.
تاريخ يك سلسله رويدادهاى كور نيست؛ بلكه يك كلّ معنادار است كه در آن انديشههاى انسانى در مورد ماهيت نظم سياسى و اجتماعى توسعه مىيابد و شكوفا مىشود. اگر ما در حال حاضر به جايى رسيدهايم كه نمىتوانيم دنياى ذاتا متفاوت از جهان كنونى را تصور كنيم- بهطورى كه هيچ شاخصى امكان بهبود بنيادى نظم جارى را نشان نمىدهد- در اين صورت بايد اين امكان را در نظر بگيريم كه تاريخ ممكن است به پايان خود رسيده باشد.
وى همانند هگل و ماركس معتقد است: تحوّل جوامع انسانى بىپايان نيست؛ بلكه اين تحول بالاخره پايان مىپذيرد. پايان تاريخ زمانى است كه انسان به شكلى از جامعه انسانى دست يابد كه در آن عميقترين و اساسىترين نيازهاى بشرى برآورده شود.
فوكوياما «دموكراسى ليبرال» را شكل نهايى جوامع بشرى و پايان تاريخ تلقّى مىكند؛ اما بر اين نكته انگشت مىگذارد كه: اين سخن به آن معنا نيست كه سير طبيعى زاد و ولد و مرگومير متوقّف خواهد شد، يا ديگر وقايع مهمى اتفاق نخواهد افتاد؛ بلكه منظور اين است كه احتمالا ديگر تحوّل مهمّى در نهادهاى اساسى و اصول جارى، پديدار