آينده جهان( دولت و سياست در انديشه مهدويت) - كارگر، رحيم - الصفحة ١٠٦
رويداد قدرتمند تلقّى مىكردند. سلطنت خدا با اين انتظار كه خدا مهمى انجام خواهد داد، مرتبط شد. چون جهان در چنين وضع نامطلوبى بود، بايد خدا در مردم و در جهان، تحول كاملى به وجود آورد.
در رسالات عهد عتيق گاهى به سلطنت «مسيح يهوه» نيز اشاره مىشود كه از جانب يهوه برگزيده شده است؛ ولى در اين حالت نيز حاكم اصلى خدا است. بنى اسرائيل از آغاز تاريخ خود، يهوه (خدا) را تنها سلطان و فرمانرواى واقعى خويش مىدانستند و در دوران سلطنت شاهان اوليه، آنان را نماينده و برگزيده يهوه مىشناختند و به اعتبار حكومت يهوه از آنان فرمان مىبردند.
در مزمور دوّم- كه سلطنت مسيح توجيه گشته- باز هم اين يهوه است كه بايد از او اطاعت كرد و سلاطين بايستى با ترس و لرز پاهاى او را ببوسند و به او خدمت كنند. اين مزمور نشان دهنده آرزوى يهوديان دوران ظهور مسيحيت است كه مشتاقانه در انتظار شاهى از خانواده داود بودند تا به نجات آنان اقدام كند. در اين مزمور هم فقط يهوه حاكم واقعى است و به همين جهت به پادشاهى خداوند، ملكوت السماوات يا سلطنت آسمانها گفته مىشود.[١] در كتاب اشعياى نبى آمده است:
«اما اين تاريكى براى قوم خدا كه در تنگى هستند، تا ابد باقى نخواهد ماند. خدا سرزمين قبايل زبولون و نفتالى را در گذشته خوار و ذليل ساخته بود؛ اما در آينده او تمام اين سرزمين را از درياى مديترانه گرفته تا آن طرف اردن و حتى تا خود جليل- كه بيگانگان در آن زندگى مىكنند- مورد احترام قرار خواهد داد. قومى كه در تاريكى راه مىرفتند، نور عظيمى خواهند ديد. بر كسانى كه در سرزمين ظلمت زندگى مىكردند، روشنايى خواهند تابيد ... تمام اسلحهها و لباسهاى جنگى كه به خون آغشتهاند، خواهند سوخت و از بين خواهند رفت؛ زيرا فرزندى براى ما به دنيا آمده! پسرى به ما بخشيده شده! او بر ما سلطنت خواهد كرد. نام او عجيب، مشير، خداى قدير، پدر جاودانى و سرور سلامتى خواهد بود. او بر تخت پادشاهى داوود خواهد نشست و بر سرزمين او تا ابد
[١]. جلال الدين آشتيانى، پيشين، ص ٢٩١.