انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٦٣
نگارش اين بخش بسيار مرهون اثر گرانقدر او هستم، قيامهايى در جنوب[١]، خاصه در يزد، به وقوع پيوست در حاليكه بر تهران نيز هيجان و ناآرامى حكمفرما بود. بسيارى از مخالفان برجسته امتياز دستگير شدند كه ظاهرا ميرزا محمد رضا نيز در شمار آنان بود؛ همو كه بعدها به سبب ترور ناصر الدين شاه شهره گشت.
همانسان كه دكتر فوريه بحق متذكر گرديده- ص ١٠٣-، اين ماجرا به تمامى مردم مربوط بود.
زيرا در ايران همه، چه زن و چه مرد، دخانيات مصرف مىكنند. وى مىگويد: «تحت اين شرايط، آنان چگونه مىتوانستند متقاعد شوند كه اين انحصار مزايايى در بر دارد؟ مردم ايران نمىتوانند بدون مقاومت تسليم اين مسئله شوند كه تنباكويى را كه خود مىكارند و مىچينند، بالاجبار از انگلستان خريدارى كنند. ايشان هرگز با اين انديشه كه تنباكوى آنها بايد از دست مسيحيان، كه بهزعم آنان هر چيزى را به لمس كردن نجس مىكنند، بگذرد سازش نخواهند كرد.
«گفته مىشود كه روحانيت- مجتهدان و علما- در رأس اين نهضت هستند و اوامر از سوى مجتهد مقيم كربلا صادر مىشود[٢]. اين شگفتانگيز نيست. به اعتقاد من زياد اين فرصت پيش نمىآيد كه روحانيت بتواند رهبرى آرمانى چنين مردمى را به دست گيرد.»
چنان مىنمايد كه دكتر فوريه در اواسط تابستان حسب المعمول شاه را در سفر شكار همراهى نموده و بدينلحاظ در موقعيتى نبوده كه بتواند شاهد پيشرفت وقايع در پايتخت باشد. امّا، از اوت ١٨٩١ تا زمان لغو اين امتياز منفور، در ژانويه ١٨٩٢، و توافق بر سر پرداخت غرامت از سوى ايران به شركت تنباكو، در ابتداى آوريل ١٨٩٢، دكتر فوريه گزارش نسبتا مستمرى از روند بالنده اين رخدادها به دست مىدهد.
در قيامهاى اواخر تابستان، تبريز نقش اصلى را عهدهدار بود. اعلانهاى شركت تنباكو پاره شده و اعلاميههاى انقلابى جايگزين آنها گشتند. اميرنظام، كه نمىتوانست با تدابير پيشنهادى وليعهد[٣] موافقت كند، استعفا داد و امين حضور جانشين وى گرديد. مردم تبريز با ارسال تلگرافى براى شاه، عليه فروش حقوق خود به بيگانگان و كفار اعتراض كرده و عزم خود در دفاع قهريه از آن حقوق
[١] - اخراج حاجى سيد على اكبر مجتهد از شيراز، در حدود اواسط ماه مه، به سبب« تعصب ضد اروپايى»، قيامهايى در پى داشت كه طى آن چند تن، از جمله يك زن يك دختربچه، كشته شدند. در مورد اين واقعه به نامه سيد جمال الدين، كه پيش از اين گذشت، رجوع نمائيد.
[٢] - منظور حاجى ميرزا حسن شيرازى است كه تصور مىكنم در مارس ١٨٩٥ وفات يافت. وى در واقع مقيم سامره بود، نه كربلا.
[٣] - مظفر الدين ميرزا.