انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ١٨٠
خوب مضمون اين دو ماده اول با ماده سوم منافات كلى دارد. زيرا كه داخل بودن اصفهان و كرمانشاهان در حوزه پلتيك روس دلالت صريح بر تقسيم دارد و با استقلال نمىسازد اگرچه تلگرافات امروزه خلاف فصل را حكايت مىكنند و خبر مىدهند كه نفوذ دولتين در تمام ايران منبسط است- و همه ايران را به طريق مشاع ميدان نفوذ قرار داده- از مفروض بودنش گذشتهاند. ليكن به عقيده ما خبر اول اقرب به صواب است. ديگر آنكه تا به حال هرجا اسمى از نفوذ خود مىبردند اقتصار بر تجارت مىكردند. لكن حالا ديگر پرده را برداشته، و يكباره حرف آخرى را مىزنند. يعنى نفوذ پلتيكى را به ذهنها مىافكنند. نمىدانيم معنى نفوذ پلتيكى چه؟ و مرادشان از اين كلمه چيست؟ اگر صرف زور گفتن و تعدى كردن است كه مشروع نيست نمىتوان آن را جزء حقوق محسوب كرد حاجى ملك مال مردم را مىخورد و به سفارت روس رفته، سفير برخلاف همه قوانين بينالملل از او حمايت مىكند، ربطى به مطلب ندارد. اين يك بىقانونى و زورگويى صرف است و معاهده بدو تعلق نمىگيرد. و اگر مقصود چيز ديگر است پس خوب است توضيح بفرمايند.
تلگرافات امروز خيلى قابلتوجه و اعتناست، و بر ارباب حل و عقد لازم است به دقت مطالعه نمايند و به كنه امر برخورده جلوگيرى كنند، و چند نفر از آنها را محض نمونه نقل مىكنيم: عهدنامه بين دولتين انگليس و روس امروز در پترزبورگ ختم گرديد و به امضاى نمايندگان دولتين رسيد و پس از آنكه صورت آن با كليه مندرجاتش به طبع رسيد به صحه رسمى دولتين موشح خواهد گرديد روزنامجات انگليسى از اختتام عهدنامه انگليس و روس اظهار شادمانى و مسرت نموده و عقد موافقت و قرارداد را تبريك مىگويند. چه اين پيماننامه وسيله مجددى خواهد بود براى حفظ و استحكام صلح در عالم. وقايعنگار روزنامه استاندارد از پترزبورگ تلگرافا اشعار مىنمايد كه بنابر عهدنامه جديد مسئله نفوذ و استيلاى پلتيكى هريك از دولتين در قسمت معينى از ايران منسوخ گرديده و هر دو بالسويه در تمام مملكت حق نفوذ و تجارت خواهند داشت، چنانچه دولت روس قبول نموده كه ابواب ولايات شمالى ايران به تجارت و امتيازات تبعه دولت انگليس مفتوح بوده باشد، و از طرف ديگر دولت انگليس نفوذ و تجارت روس را در ولايات جنوبى تصويب مىنمايد. مقاله سپس چنين ادامه مىيابد.
شيرينى و لطف كار در اينجاست كه دولت روس اذن به دولت انگليس مىدهد كه در نقاط شمالى ابواب نفوذ و تجارت خود را باز نمايد. و انگليس به روس در سمت جنوب اجازه مرحمت مىفرمايند.
روس در ايران چه كاره است كه اذن بدهد يا ندهد؟ از شمال تا جنوب متعلق به خود ما است. نه صغير