انقلاب مشروطيت ايران - براون، ادوارد؛ مترجم مهري قزويني - الصفحة ٣١٢
برجستهاى در كودتاى عقيم دسامبر ١٩٠٧ ايفا كرده بود، و مفاخر الملك معاون والى تهران و زمانى وزير تجارت، بودند كه هردو تن به خاطر عامليت در تحريك به قتل چهار تن از مشروطهخواهان متحصن در شاه عبد العظيم، در ٢٣ مارس ١٩٠٩، گناهكار شناخته شده و به مرگ محكوم شدند و اين حكم در شب ٢٩ ژوئيه اجرا شد. مفاخر الملك، كه تيرباران شد، در سفارت روسيه متحصن بود، امّا ظاهرا به ميل خود پناهگاه سفارت را ترك و تقاضاى مربوط به اينكه بايد يك نماينده از سفارت در محاكمه او حضور داشته باشد، فقط پس از اعدام وى واصل گشت.
محاكمه و اعدام مرتجع برجسته مجتهد شيخ فضل اللّه، مردى صاحبدانش و توانايى عظيم، كه خواه به دليل اعتقاد ناب يا به دليل حسادت به سيد محمد و عبد اللّه، اعضاى برجسته روحانيت كه از آرمان مردم در تهران حمايت كردند، از جان و دل مرتجع شده بود، هيجان عظيمترى را برانگيخت.
وى، البته نه به دلايل سياسى، بلكه به جهت تصويب كشتارهاى انجام شده در شاه عبد العظيم، كه پيشتر آمد، و سند تصويب اين قتلها كه ممهور به مهر وى بود در دادگاه ارائه گرديد، محكوم به اعدام گشت و در شب شنبه، ٣١ ژوئيه، در ملاء عام در ميدان توپخانه، و با حضور جمعيتى بسيار كه برخى از آنها ظاهرا به نحوى رفتار كردند كه هيچ تناسبى بااهميت موقعيت نداشت، به دار آويخته شد. وى قبل از مرگش طناب دار را بوسيد و عدالت مجازات خود را پذيرفت[١]. يكى از افسران توپخانه كه نقش برجستهاى در گلولهباران مجلس، در ٢٣ ژوئن ١٩٠٨، ايفا كرده بود، امّا من نتوانستهام نام وى را به دست آورم، نيز در شب بعد اعدام گرديد.
بالاخره روز شنبه، ٨ اوت، مير هاشم ارتجاعى معروف تبريز، در حاليكه تلاش مىكرد به مازندران بگريزد، همراه برادرش دستگير شد. ايندو در ملاء عام اعدام شدند، يكى در صبح و ديگرى در شبروزبعد. پلاكاردى حاوى جنايات مير هاشم به جسد وى آويخته شد و اجازه داده شد كه اين جسد تا ٢٤ ساعت حلقآويز باقى بماند. حدود ١٠٠٠ پوند پول نقد نزد وى يافته شد كه توسط حكومت ضبط گرديد. بهنظر مىرسد كه اين شش فقره اعدام تمامى آن چيزى بود كه در نتيجه انقلاب رخ داد[٢]. چند تن از ديگر رهبران ارتجاع با شاه سابق روانه تبعيد شدند. از جمله آنان
[١] - تايمز، دوم اوت. بنابر منبع موثق، اين اظهارات تكذيب مىشود. نگاه كنيد به يادداشت پايان اين كتاب.
[٢] - در نشريه« كانتمپورارى ريويو» مورخ اكتبر ١٩٠٩، ص ص ٥١٠- ٥٠٨، آن قهرمان دلير« روسيه مقدس»، دكتر اى. جى ديلون، روايتى نوعا غيرمنصفانه در مورد اين اعدامها ارائه ميدهد. روايتى همراه با بسيارى از جزئيات مخوف كه در جايى ديگر يافت نمىشود. جالب است بدانيم كه اين مدافع وفادار حكومت روسيه، كه رقم فزاينده اعدامهاى سريع و دادگاههاى نظامى آن اعتراض شديد كنت تولستوى و شاهزاده كراپوتكين را برانگيخت، اينچنين شديد عليه اعدام پنج يا شش تن، كه دستكم سه تن از آنها به جرم قتل اعدام شدند، اعتراض مىكند.